آثار سخنوران پارسی رمز بقای زبان و فرهنگ ایران و وحدت ملی است.

 گذرگاه آسمان ادب زبان پارسی در سیر ژرفای تاریخ به ستاره های بی مانندی, درخشان و فروزان  مزین است.که تیرگی ضمیر تاریک اندیشان را مجال ترک تازی نداده و انسان بی رمق گم کرده راه را به مدد کلام موزون امید بخش از قعر تنهایی و یاس به فراز جلوه گاه امیدواری و چکادِ سرافرازی و حریت رهمنون ساخته است.

 از آدم الشعرا , رودکی و فردوسی نابغه ی حماسه و آزادی. که پایداری ملی ایران زمین و رمز جاودانگی زبان پارسی در گستره ی تاریخ مدیون همت عالی و منش الهی اوست. و رند تمامی اعصار: حافظ . و شیخ سعدی عارف بزرگ که بی بیم و هراس خانهای مغول, امیر انکیانو  و آباقاخان را پند و اندرز نموده است.و تا نظامی و سنایی و عطار و حضرت مولانا همگی بر این سیاق : انسان را به فطرت انسانی دعوت و یاد آوری می فرمایند. و از سخنوران معاصر بانو پروین و سیمین بهبهانی نیز هر یک به شیوه و زبانی منش های اخلاقی و انسانی را در قالب و مضمونی بدیع و نو, متذکر می شوند.

بانو سیمین بهبهانی با نوآوری در قالب و اوزان شعری مضامینی تازه و بدیع را با زبانی صریح و شیوا بیان می کند. احساسات پاک و بی آلایش قلبی او را در جای جای سروده هایش می توان یافت. و بر خلاف پروین اعتصامی از پرداختن به احساسات پاک زنانه  و بیان ،آنها  در کنار مسائل اجتماعی هیچ ابایی ندارد. غزل او در گذر زمان با وزن و ریتم و ضرب آهنگ خاصی مبین دیدگاههای اجتماعی اوست و بدون ریا و پرده پوشی احساسات و برداشتهای شخصی و اجتماعی خود را هنرمندانه ابراز می کند . و این از ویژگیهای ناب هنرمندان است. تا کمی و کاستیها را به زبان شعر و احساس بیان کنند.چون فارغ از اندیشه سود و زیان هستند و منافع مادی ندارند. و جامعه را با ظرافت و نکته سنجی متوجه اشکال رویه های شخصی و خودخواهانه و کژیها و کاستیهای موجود گردانند به وجهی که چون آینه ای تابناک و روشن معایب را به بیننده بنمایند و او را از انحراف و خطای موجود بیاگاهانند.

بانو سیمن در پگاه 28 مرداد ماه که مصادف و یادآور مبارزات مردمی دکتر مصدق و کودتای عوامل بیگانه است دیده از جهان بر بست و به جهان باقی شتافت. و غروب تک ستاره فروزان آسمان شعر پارسی, کهکشان شعر و ادب را در هاله ای از تاثر و اندوه فرو برد.

چه رفت بر زبان مرا؟  
که شرم باد از آن مرا!
به یک دل و به یک زبان،  
دوگانگی چرا کنم؟
ز عمر، سهم بیشتر  
ریا نکرده شد به سر
بدین که مانده مختصر،   
دگر چرا ریا کنم؟...

زنده یاد,سیمین بهبهانی

 

/ 0 نظر / 31 بازدید