فرصتها و محدودیتها........

لحظاتی که به مثابه دم و باز دم ماست.چگونه خواهیم توانست ارزش آنها را بدانیم؟ شاید مگر که دم و باز دم ما برای لحظه ای توقف یابد و در آن صورت بر وجود و ارزش آن پی خواهیم برد. که دیگر امکان تجدید آن نخواهد بود.قدر و منزلت خود و دیگر انسانها را بدانیم. و مواهبی که به ما ارزانی داده شده است را بفهمیم.که تا ناگه نمانیم! روزگاری دوچرخه ای نداشتیم ! و اکنون که داریم ؛ مجال و مهلت نداریم که از آن استفاده کنیم.و بدین منوال چه موقعیتها و چه امکانات و توانمندیها که نصیبمان است و از داشتن آن مواهب غافلیم.

روستای کوهستانی دیوین.

اشعار: از رعدی آذرخشی

/ 0 نظر / 50 بازدید