کوهستان

 به شغل جهان رنج بردن چه سود         که روزی به کوشش نشاید فزود

جهان غم نیرزد به شادی گرای              نه کز بهر غم کرده‌اند این سرای

جهان از پی شادی و دلخوشیست      نه از بهر بیداد و محنت کشیست

   نظامی

موفقیت و کامیابی انسان در گرو تلاش و فعالیت اوست. ناامیدی و یاس و سکون موجب رخوت و جمود است! اما امیدواری نیروهایی را در وجود انسان بیدار خواهد کرد و او را در راه نیل به اهداف  رهنمون وپشتیبانی خواهد نمود. گاه تنبلی و سستی عارضی است و نتیجۀ افکار شخصی و یا از معاشرت با افرادی افسرده و دل مرده نشئت می گیرد. و سبب می گردد تا در عزم و اراده انسان خلل و تعلل به وجود آید و در طولانی مدت دمدمه های منفی , حتی دوستان صمیمی کارگر افتاده و پویایی و نشاط را از ما خواهند گرفت.

افسرده دل افسرده کند انجمنی را ! غرض گلایه نیست! با خود صادق بودن است حد توان خویش را بشناسیم. و اهداف خود را مشخص کنیم و در جهت رفع تنگناها و اعتلای خود بکوشیم.آگاهانه و صادقانه.بزرگترین سرمایه و راز حیات انسان همانا عمر و زمانی است که می تواند از آن فرصت بهره جوید و بهرمند شود.نگذاریم عمرمان با بهانه جوییها و بهانه تراشیهای یاس آور به بطالت و فرصت سوزی سپری و هدر شود.


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/۱۱/٢۱ ] [ ٧:٠٥ ‎ب.ظ ] [ فروود ]

گر مرا دنیا نباشد خاکدانی گو مباش 

نسر طایر همتم، زاغ آشیانی گو مباش

خر نیم در آخور قسمت، گیاهی گو مباد

سگ نیم بر خوانچهٔ رزق ؛ استخوانی گو مباش

من سگ اصحاب کهفم, بر در مردان مقیم

گرد هر در می‌نگردم نیم نانی گو مباش

من چه ام در باغ رضوان، خشگ برگی، گو مروی

من کیم در سلک سلطان، پاسبانی، گو مباش

گر همه کامم برآید, نیم نانی خورده گیر

ور جهان بر من سرآید نیم جانی گو مباش

چون طمع بر سر نهادم پایمردی گو مخیز

چون زبان اندر کشیدم ترجمانی گو مباش

وه که آتش در جهان زد عشق شورانگیز من

چون من اندر آتش افتادم جهانی گو مباش

در بن دیوار درویشی چو خوابت می‌برد

سر بنه بر بام دولت نردبانی گو مباش

در معنی منتظم , در ریسمان صورتست

نی چو سوزن تنگ چشمم ؛ ریسمانی گو مباش

سعدیا درگاه عزت را چه می‌باید سجود

گرد خاک آلوده‌ای بر آستانی گو مباش.


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱۳٩۱/۱۱/۸ ] [ ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ ] [ فروود ]

رسیدمژده که آمدبهار و سبزه دمید      وظیفه گربرسدمصرفش گلست و نبید
صفیرمرغ بر آمد بط شراب کجاست      فغان فتاد به بلبل:نقاب گل که کشید؟
ز روی ساقی مهوش گلی بچین امروز که گرد عارض بستان خط بنفشه دمید
ز میوه های بهشتی چه ذوق دریابد     هر انکه سیب زنخدان شاهدی نگزید


ادامه مطلب
[ جمعه ۱۳٩۱/۱/۱۱ ] [ ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ ] [ فروود ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم ای نسیم سحری بندگی من برسان گو فراموش مکن وقت دعای سحرم
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
پيوندهای روزانه