کوهستان

مردی از انصار بخدمت حضرت آمد که حاجتی بخواهد؛حضرت به او فرمودند.:

ای برادر ! آبروی خود را !  نگاهدار وهیچگاه با گفتن حاجت , آبروی خویش را بر باد مده و هر گاه حاجتی داری نامه ای بنویس وحاجت خود را بر زبان میاور.
آن مرد نامه ای به آن حضرت نوشت بدین مضمون: ای ابا عبدالله فلانکس پانصد دینار از من طلب دارد و اینک خواستار پول خویش است ودر اینکار سخت پا فشاری و اصرار میکند. تمنا دارم باو بفرمائید که چندی مرا مهلت دهد تا گشایشی در کارم حاصل شود و هنگام تمکن طلبش را بپردازم.
حضرت سید الشهدا علیه سلام تا نامۀ آنمرد را خواندند. داخل منزل شدند و با کیسه ای که در آن هزاردینار پول بود از خانه خارج گردیدند و به او فرمودند:

پانصد دینار وام خویش را از این پول بپرداز و با پانصد دینار دیگر به زندگی خویش سر و صورتی بده, و جز پیش سه دسته از مردم نزد احدی دست حاجت دراز مکن:

یا مردم دیندار و خدا پرست یا جوانمرد, یا کسیکه با شرف و صاحب خانواده ای بزرگوار باشد, زیرا کسیکه دیندار است دین او فرمان می دهد که حاجت نیازمندان را بر آورد و آنکه جوانمرد است از خوی جوانمردی حیا می کند که دست نیازمندی را تهی برگرداند و اما مرد خانواده دار و اصیل میداند که تو آبروی خویش را گرامی نداشته ای و نزد او آبروی خود را بر باد داده ای و چنین کسی آبروی ترا میخرد و نمی گذارد که بار دیگر آبروی خود را در نزد دیگری تباه کنی.
برگرفته از کتاب سخنان حسین ابن علی علیه السلام؛ترجمه و شرح:مهدی سهیلی
[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/۸/۱۳ ] [ ۸:٤٠ ‎ق.ظ ] [ فروود ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم ای نسیم سحری بندگی من برسان گو فراموش مکن وقت دعای سحرم
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
پيوندهای روزانه