کوهستان

 وه که هر گه که سبزه در بستان    بدمیدی چه خوش شدی دل من

بگذر ای دوست تا به وقت بهار     سبزه  بینی دمیده  بر  گل  من

واپسین روزهای سپند ماه  امسال نیز چون دگر سالهای پیشین ؛ به تندی و شتاب در حال گذر و سپری شدن است.و طبیعت فرو خفته در سنگینی طاقت فرسای زمستان به آرامی در حال بیدار شدن است. دمیدن سبزه های نورس و جنبش و نجوای بانگ پرندگان مژده فرا رسیدن بهار  را می دهد.و یادآور یاد  و خاطر کوهنوردان در گذشته در کوه را! که پس از سالها هنوز, بسی سنگین و دشوار است تداعی می کند..

هان ،ای کوه بلند

ای سرا پا همه پند

از تو این تجربه آموخته ام

که نلرزد دلم از غرش سنگین زمان

و هراسی ندهد راه به دل از طوفان

کاه بودن ننگ است

کوه می باید بود.

 خانم لیلا مظاهری  به اتفاق همنوردی ! در شامگاهی,از آخرین روزهای زمستان سال 1383 در راه صعود به پناهگاه کلاغ لانه  از  مسیر دوزخ دره, که لغزنده و یخزده بود , همچون روانشاد لیلا اسفندیاری, سقوط کرد و به جهان باقی انتقال یافت.

 


و او چون کوه بود و چون کوه ایستاد.

یادش گرامی و روانش شاد باد

حقوق خویش ز مردان اگر زنان گیرند
در این میان من و صد دشت زن سپاه من است

کوهیار , همراه, همنورد , همپا  ,هم گام , همنفس , که در واپسین شرایط حاد و بحرانی نیز ضمن حمایت و هدایت ؛ انتظار می رود  در مخاطرات به پای همراه بماند و مددکار و پشتیابان و منجی باشد.و چه بسا جان شیرین خود را در راه حفظ جان یار و همنورد خویش فدا سازد.

افسوس چه ؟ شیرینها ! چه لیلی ها ! جان در باختند! تا بر همگان اثبات گردد , فرهاد های این زمان نه مجنونند و نه فرهادند.بلکه به تصحیف  خوانده ایم. شرهانند.که از آزشان تلخی و شرارت روید و بارد. نه چون انار فرهاد. نهال پر ثمری را برویانند.

[ سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٠ ] [ ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ] [ فروود ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم ای نسیم سحری بندگی من برسان گو فراموش مکن وقت دعای سحرم
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
پيوندهای روزانه