کوهستان

کوه مهبط انبیا و پرورشگاه عرفان و اخلاق و منبع حیات است.

علم کوه مترداف خاطرات تلخ و شیرین و دیرین کوهنوردی ایران است.و چه عزیزان پیشکسوتی که در راه صعود و کشایش مسیرهای مختلف آن متحمل زحمات بی شماری شده اند, و چه جانهای عزیزی که در این راه و سودا مصدوم و فدا نشده است.

خانم نسیم عشقی استاد محمود چوبریزان و محمد ویسی

برنامه ای که توفیق حضور و شرکت در آن را داشتیم به همراهی  و در معیت  پیشکسوت گرانقدر و عزیز جناب آقای محمود چوبریزان بودیم؛ که افزون بر 51 صعود موفق و کشایش مسیر در منطقه علم کوه را در کار نامه درخشان خود داراست.

در علم چال دیداری که بین دو نسل سنگنوردی قدیم و جدید صورت گرفت بسیار جالب و مفید بود.بر حسب اتفاق  برخورد و دیدار آقای چوبریزان و سرکار خانم نسیم عشقی که از سنگنوردان جوان و فعال کوهنوردی ایران است و سال گذشته با هم طناب آلمانی خود مسیر همدانیها را صعود نمود. که اهمیت ویژه ای داشت, و از  با ارزشترین حوادث این برنامه محسوب میشود.تقابل خاطرات گذشته سنگنوردی و گفتگو در این زمینه در سالهای اخیر و مقایسه کارها و روشها و نحوه کشایش مسیر و تبادل نظر ها که البته اینها همه از زبان آن دو بزرگوار شنیدنی و ارزشمند است.


 تیم آلمانها که به سرپرستی آقای حسین عبادتی جهت صعود علم کوه از مسیر حصار چال در قرارگاه ونداربن بودند.

 

استاد چوبریزان به همراه آقای سعید جهان آرا که کوله بسیار سنگینی بر دوش دارد.

گرچه تمهیدات لازم اندیشیده شده بود و کارها طبق برنامه انجام می شد,اما متاسفانه در بدو ورود به قرار گاه تازه تاسیس فدراسیون در ونداربن؛ حمل بارهها مطابق برنامه و به وسیله قاطر حمل نشد.و خلف وعده و عدم پایبندی به تعهد اخلاقی و کلامی در این زمانه  چون دیگر موازین, حکم سیمرغ و کیمیاست!بگذریم .دگر حوصلۀ نیست.

 ازدست عزیزان چه بگویم ؟ گله ای نیست

گرهم گله ای هست، دگر حوصله ای نیست

سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم

هرلحظه جزاین دست مرا مشغله ای نیست

دیری است که از خانه خرابان جهانم

بر سقـف فروریختـــــه ام چلچله ای نیست

درحســـــرت دیـدار تو آواره ترینم

هرچند کـه تــا خانه تو فاصله ای نیست

‎بگذشته ام از خویش ولی از توگذشتن

مرزی است که مشکل تر از آن مرحله ای نیست

‎سرگشته ترین کشتـی دریای زمانم

‎می کوچم و در رهگذرم اسکله ای نیست

‎من سلسله جنبان دل عاشق خویشم

بر زندگیم سایه ای از سلسله ای نیست

یخ بسته زمستان زمان در دل بهمن

رفتند عزیزان و مرا قافلـــه ای نیست

در برگهای زرین تاریخ به نمونه هایی از اسناد بارز, و پندآموزی بر می خوریم, که توجه به آنها در خور تاعمق و بررسی است. داستان بر دار کشیدن حسنک وزیر و ماجرای عبرت آموز پیرامون آن که وی را بر اثر دشمنی و سعایت و بد گویی فردی کینه توز چون بوسهل زوزنی که دارای شخصیتی منفی و منفور است به  چه سرنوشت تلخ و ناگواری فرو می غلطانند. و نکته عبرت آموز آنکه حسنک را در طول انتقال از بست به هرات و به اصطلاح محاکمه و عقوبت بدست علی رایض میسپارند.و چه استخفافها میرود ! و اینها همه به زبان محمد بیهقی است... و چه تشفی ها می رفت! چون بازجستی نبود!

و همچنان تاریخ تکرار است, در هنگام تصرف کرمان , لطف علی خان زند را؛آغا محمد خان قاجار به که می سپارد؟

البته  در مثل مناقشه نیست و همه ی مشاغل محترمند. من باب تحذیر و هشدار وجه خطاب به جانب خویش است  و از کس شکوه ای نیست.

 

 هر چند  مربی ارجمند جناب آقای چوب ریزان هر دو زانوی خود را طی دو مرحله بدست تیغ جراحی سپرده و ما ناگزیر می بایست جهت حمل بارها از قاطر استفاده می کردیم, و هماهنگیها همه با بنده بود. از اینرو شرمنگیها نیز هم  .

 زمان برنامه محدود بود و نمی توانستیم به جهت سهولت حمل بار یک روز دیگر در قرارگاه توقف کنیم,ازاینرو دوستان پس از مشورت تصمیم گرفتند علیرغم تاخیر و تلف شدن وقت بسوی سر چال و علم چال حرکت کنند.و تنی  چند از دوستان داوطلبانه حمل بار های عمومی بیشتری را عهده دار شدند.و پس از 5/5 ساعت راهپیمایی به پناهگاه سر چال رسیدیم.و بساط ناهار گسترده شد, و به استراحت پرداختیم. روز چهارشنبه به اتفاق 4 تن از همنوردان به منظور صعود قله علم کوه از مسیر گرده آلمانها بسوی علم چال حرکت کردیم. و ساعت  11 پس از برگشت یکنفر از دوستان گرچه دیر بود و زمان مناسبی نبود, از ابتدای شانه کوه مسیر گرده را ادامه دادیم.خستگی روزهای گذشته وکوله کشی قدری روند حرکت تیم را کند نمود .قسمتهای از مسیر پوشیده از بارش برفهای یخ زده هفته گذشته بود, که مملو از رشته های  طنابهای ثابت بود و ادامه روند صعود را دشوار می نمود زیرا نه به آنها می توان با اطمینان تکیه کرد و استفاده نمود و همچنین  شکاف  حلقه رلها دیگر آزاد نبود که بتوان به آنها اسلینگی آویخت و باعث سردر گمی میشد.و احتمالا باعث سقوط زنده یاد کوهنورد برازجانی همین رشته طنابهای ثابت موجود بود.

 صعود کلاسیک و روش آن مشخص و معلوم است.اما هر گاه هر کس با روش و شناخت و ابزارو توانایی خویش به صعود می پردازد.قصه تغییر می کند.و ممکن است در دیدگاه سایرین نیز خللی وارد شود چون انسان فی نفسه راحت طلب و آسایش خواه است.داشتن  و بکار بردن ابزار مدرن نیز فلسفه و شرایط خود را داراست.و به نظر می رسد اغلب افراد (چون من!) که خواستار صعود به هر شگل و به هر قیمتی هستند! در جهان کنونی رقابتهای نامرعی کوهنوردی, که این همه صدمه و تاوان و تلفات را در بعد انسانی شاهد هستیم.  چه مخاطرات و حوادث در کمین ماست.

 

 

آقای مهندس مسعود عسگری در حال صعود از دورکابی

 

 دوستان همنورد در کمال صفا و صمیمیت یکدل و هماهنگ در هدایت و حمایت یکدیگر پس از پیمودن مسیر , عصرگاهان بر فراز قله ایستادند. و بی درنگ فرودی آگاهانه را در پیش گرفتند. و هر چند توان و آمادگی لازم را همه بغییر از من  در آن شب روشن مهتابی علیرغم امکانات روشنایی کاملی که همراه داشتیم , همه پذیرفتند شب را در پناهگاه سیاه سنگها سپری کنیم و به استراحت بپردازیم. و سحرگاه بسوی پناهگاه سرچال عزیمت کنیم. . در بدو ورود چراغ گاز خوراک پزی را روشن کردیم و تقریبا لباس گرم و اضافی بنده از سایرین بهتر بود. اما دوستان با صبر و تامل شبی بیاد ماندی را سپری کردند و حتی بعضی از دوستان بنظر می رسید خیلی خوب و راحت تا صبح خوابیدند.

آقای احمد خلیلی.

مسیر سیاه سنگها  به راحتی طی شد و نرسیده به گردنه چالون با آقا زانیار مصادف شدیم و پس از احوال پرسی با ایشان از گردنه چالون,از شن اسگیها فرود خوب و مطمئنی را ادامه داده و به کف علم چال رسیدیم و بسوی سرچال حرکت کردیم. و با استقبال گرم پدر ویسی و استاد چوبریزان وارد پناهگاه سرچال شدیم و ناهار آبگوشت لذیذی را که استاد آماده کرده بود در آن جمع  صمیمی با یاران صرف کردیم. و ساعت 5/3 بعد از ظهر  با وداع از علم کوه پناهگاه سرچال را ترک گفته و در ساعت 7 عصر در قرار گاه ونداربن بودیم.   

 

آقای مهندس مسعود عسگری در حال حمایت آقای احمد خلیلی در حال صعود سرطناب

کلاغ و جفتش چندین بار ضمن پرواز در نزدیکی ما بر روی سنگها نشستند. و به دقت ما را ورانداز می کردند.

کلاغ هشیار  و بازیگوشی که مراقب حرکات و صعود ما بود , و انگار دوست داشت از بیسگویت ها سهمی به او بدهیم .که این قدر به ما نزدیک می شد. بر خلاف بعضی ها!

فرند بجای مانده.

آقا زانیار عزیز به همراه دوستان همنورد.

دوستان همنورد از راست 1- آقای احمد خلیلی 2- آقای محمد ویسی 3- آقای حاج محمود چوبریزان 4- اقای سعید جهان آرا  5- آقای مهندس مسعود عسگری 6-آقای محمد اسماعیلی. 

 در پایان از همه دوستان و سروران عزیز و ارجمندی که  در خدمتشان بودیم و با زحمات و به همت و مساعی آنها این برنامه صورت پذیرفت قدر دانی و تشکر می نماید.

عکسها به وسیله دوربین دوستان توسط آقایان محمد ویسی احمد خلیلی و مسعود عسگری و بنده  گرفته شده است.

 دیواره علم کوه- مسیر 48 لهستان

[ یکشنبه ۱۳٩٢/٦/۱٠ ] [ ٤:٤٥ ‎ب.ظ ] [ فروود ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم ای نسیم سحری بندگی من برسان گو فراموش مکن وقت دعای سحرم
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
پيوندهای روزانه