کوهستان

نه!

هرگز شب را باور نکردم
چرا که در فراسوهای دهلیزش
به امید دریچه‌ای دل بسته بودم

شکوهی در جانم تنوره می کشد
گوئی از پاک ترین هوای کوهستان
لبالب قدحی در کشیده ام

در فرصت میان ستاره ها
شلنگ انداز رقصی میکنم دیوانه
به تماشای من بیا!

احمد شاملو

[ جمعه ۱۳٩٢/٢/٢٠ ] [ ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ ] [ فروود ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم ای نسیم سحری بندگی من برسان گو فراموش مکن وقت دعای سحرم
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
پيوندهای روزانه