کوهستان

همدان و کوهستان الوند مترداف  نام بلند آوازۀ اساتید و کوهنوردان بزرگ ایران زمین است. که در منش  فردی و اجتماعی و فعالیتهای کوهنوردی کشور, پیشرو و ممتاز و بی نظیرند. بزرگ مردانی  چون استاد محمود اجل ,روانشاد حسن ابریشمی , شادروان فریدون اسماعیل زاده ,نخستین هیمالیا نورد سرافراز کشور عزیزمان؛ : تیمسار محمد جعفر اسدی و دیگر بزرگانی؛ همچون عزت الله برق لشگری؛جلال چشمه قصابانی و حمید رضا اولنج, حسن نجاتیان و زنده یاد محمد حسین طالبی مقدم دیواره نورد توانمند و صاحب سبگ و سایرعزیزان.............که متاسفانه در این مقال فرصت معرفی همۀ آنها نیست.

 محمد نوری 20/9/91

از جمله بزرگانی که علاوه برداشتن سجایای اخلاقی و خصوصیات انسانی به حق پس از سالیان دراز هنوز کار های ماندگار آنها در اذهان عمومی است  و به اعتباری غیر قابل تکرار است. و به جرات می توان استاد محمد نوری را نام ببریم. که با فعالیت سترگ و جاودانه خود در برنامه های زمستانی علم کوه, و پیمایش غار پراو برگ زرینی از تاریخ کوهنوردی این سر زمین را رقم زد. محمد نوری با آن چهره متبسم و بشاش و با نشاط؛ و خونگرم و مردمی که دیر زمانی است از سال 1347 همدان را ترک گفته و در تهران ادامه تحصیل داده و اقامت دارد و بخش عظیمی از فعالیتهای کوهنوردی خود را در تهران و باشگاه آرش دنبال نموده؛ ایشان با متانب و فروتنی و تواضع بی مانندی خود را شاگرد همه بزرگان و افرادی می داند که با آنها برنامه های کوهنوردی را انجام داده. بالاخص زنده یاد فریدون اسماعیل زاده و کیومرث بابا زاده, . محمد نوری در کمال شگسته نفسی و با افتاده حالی بی مثل و مانندی هیچگاه از خویش سخن نمی گوید.بلکه از خوبیها و برتریهای همنوردانش چون مرحوم فقید , غدیر یزدانی یاد می کند و سخن می گوید. از مناعت طبع فریدون اسماعیل زاده که در کسوت معلمی و علیرغم محدودیتهای شدید مالی و تنگناهای مادی همواره با عزت نفسش در برابر تمامی مشگلات پا بر جا و سر بلند  ایستاد ,و فریفته ظواهر و مادیات نگردید .  و یاد آوری و تحسین از جلال و ابریشمی و اسدی و نجاتیان و کارهای ارزنده آنها ...............

 بازگویی و توجه به بنیان و کیان کوه نوردی باعث تحکیم مودت و حفظ منزلت و یگانگی بیشتر جامعه ای کوهنوردی است. با اجاز ه از جناب آقای نوری گزارش بیمایش  غار براو را در دو قسمت تقدیم شما عزیزان می نماید.


پیمایش غار پروا

روش سبکبار- گروه کوهنوردان آرش- شهریور 1372 

موقعیت و مشخصات غار پراو:  

مکان: استان کرمانشاهان، شمال شرق کرمانشاه، کوه پراو (3392 متر) میدان جنوبی پراو، زیر قله، 3357 متری شیخ علیخان

عرض جغرافیایی: 15/25/34 (شمالی)

طول جغرافیایی: 16/47 (شرقی)

درجه سختی5d: (طبق نظر دیوید جودسون)

طول غار: 1454 متر

عمق شناسایی شده: 5/752 متر

ارتفاع: ارتفاع دهانه ورودی غار از سطح دریا 3150 متر 

 فهرست مطالب

 

        عنوان                                                                                          صفحه

 

موقعیت و مشخصات غار پراو.....................................................................................

کلیات – تاریخچه ......................................................................................................

بازدید دو نفره- شهریور 72 ........................................................................................

نکاتی چند درباره پیمایش غار پراو ..............................................................................

ضورت زمان کارکرد و اطراق ها .................................................................................

زمان روشنایی و کار پیش بینی شده .............................................................................

صورت تجهیزات .......................................................................................................

صورت لوازم فنی........................................................................................................

صورت 1 لبسه هر نفر ................................................................................................

صورت کمکهای اولیه..................................................................................................

صورت مواد مصرفی ..................................................................................................

صورت مواد غذایی ....................................................................................................

صورت جاگذاری ها و چند نکته .................................................................................

صورت استهلاکات .....................................................................................................

صورت استهلاکات گروه آرش ....................................................................................

روش حمل بار ..........................................................................................................

منابع و مراجع ...........................................................................................................

صورت هزینه ها.........................................................................................................

 گزارش پیمایش غار پراو

(روش سبک بار- شهریور 1372)

گزارش: محمد نوری، غدیر یزدانی

 با نام و یاد یار که نیک و پاک و زیباست.

و با عرض ادب و ارادت به پیشگاه، پیش کسوتانی که راهها را برای ما آزمودند.

 روستا چالاوه ، دامنه ی کوه پرآو منوچهر شاهدوستی ، اسماعیل نوری ، محمد نوری ، غدیر یزدانی ، سیروس قلعه ای ، اسماعیل متحیر پسند ، یکی از اهالی چالاوه

 حضور انسان در کوهستان، این آخرین سنگرهای پایداری طبیعت در برابر یورش همه جانبه آلودگی های تمدن صنعتی، گذشته از لذتی که در گریز از غوغای شهرهای ماشین زده و مادی فراهم می آورد، و هم چنین شادی و نشاطی غریزی که با بازگشت به دامان پاک طبیعت عاید انسان می سازد، همیشه جنبه دیگری نیز داشته است که آن آشنائی با پدیده های متنوع و جلوه هایی رنگارنگ هستی بوده و تلاش انسان در کوه نشانه ای از مبارزه همیشگی او برای پیروزی بر پدیده های قهر آمیز طبیعت می باشد. و در این شناسائی و تلاش خویشتن را نیز محک می زند و با شناخت توانائی ها و اصلاح نقاط ضعف خود به احساس دلچسب توانمندی و اعتماد به خویش دست می یابد و هر چه کار سخت تر و نوتر باشد این حس قوی تر است.

روی دیگر سکه هم شناسانیدن خویش و انتقال این تجارب به دیگران است.[1]

در سال های 72-1971 میلادی تلاش دو ساله، تیم قدرتمند و تدارک شده انگلستان به سرپرستی دیوید جودسون (DAVID-JUDSON) غارشناس و غارنورد معروف انگلیسی به شناسائی و معرفی غار پراو این پدیده باشکوه و شگفتی زای طبیعت شگرف ایرانمان انجامید. و گویا یک تیم از لهستان نیز در تلاش دو ساله خود عمق 752 متر را بنام خویش به ثبت رسانید. در مدتی قریب به بیست سال بازدید از غار پراو برای تمام کسانی که با آن آشنا می شدند، جاذبه خاصی داشت و به نوعی این کشش ایرانیان را نیز به کوششی و مبارزه ای جانانه فرا می خواند تا این که همت دلاورانه کانون کوهنوردان کرمانشاه در سال های 68 و 70 به بار نشست و حضور سه تن از مردان خویش را در عمق 5/725 متری چاه بیست و ششم به ثبت رساند. با این تلاش ها و تدارکات گروهی و این شکست و پیروزی ها، غار پراو ابعاد عظیم کار و سرستی های خود را بیشتر به رخ می کشید و جذابیت یک نبرد تن به تن را بیشتر می کرد. اشتیاق چندین ساله ما هم چاشنی این کشش و کوشش شد و زمانی که بناچار به حرکت وادار شدیم، از میان گروه  ما (گروه کوهنوردان آرش) چند نفری :"پوست کلفت" بیشتر دم دست نبود , و این ها هم هر یک به نوعی دربند شرایط زمان و معذور از همراهی بودند و سرانجام ما دو نفر ماندیم که به ناچار کهنه طنابهایی را که طی سالها در گروه جمع شده یود، سرهم کرده و با مبلغی در حدود یکصدهزار تومان بقیه ملزومات را تدارک دیدیم، و کسری لوازم فنی را هم دوستان آنچه در طبق اخلاص داشتند رو کرده، روانه مان ساختند.

آبشار زرین  محمد نوری

سرانجام با رسیدن خود و بارهایمان به دهانه’ غار در روز یکشنبه 21/6/72 ساعت 15 اولین گام را به داخل غار نهادیم و بعد از چهار ساعت مقدمه چینی و بارکشی برای استراحت به پناهگاه پراو برگشتیم و شب را سر کردیم، ساعت 8 بامداد روز دوشنبه 22/6/72 با ورود به غار کار را شروع کردیم کاری که با یکصد و چهل (140) ساعت تلاش سخت و یکصدوده (110) ساعت استراحت و اتلاف وقت و حمل حدود 200 کیلوگرم بار (در 18 کیسه و 2 کوله پشتی کوچک) به انجام رسید. عصر روز یکشنبه 28/6/72 ساعت 30/17 با نصب پلاک (آرش 72) ما هم حضور خود را در انتهائی ترین نقطه قابل عبور غار پراو (تا این زمان) ثبت کردیم و حسن ختام برنامه ما هم به استقبال آمدن چند تن از بچه های خوب و خونگرم کرمانشاهی بود که تا چاه پنجم فرود آمدند , و دسته جمعی ساعت 30/19 روز جمعه 2/7/72 پس از 257 ساعت بسر بردن یکسره در تاریکی های غار تن از دهانه آن بیرون کشیدیم و به این ترتیب پیمایش غار پراو به روش سبکبار صورت پذیرفت.

 زیر چاه 10


 

10- چاه 3 اروئیکا ( یکی از سمفونی های بتهون ) 

غار پراو در یک نمای طی تشکیل شده است از تعداد بسیار زیادی چاه و چاهک و چاله و چالاب پشت سر هم که به وسیله آبراهه های باریک و دالان های تنگ و دهلیزهای پر پیچ و خم به یکدیگر وصل شده اند. عمق 26 حلقه از این سلسله چاه ها بالای 5 متر است و فرود از آنها با کمک طناب و وسیله انجام می گیرد و "مادر چاه" [2] آنها، چاه شانزدهم، به عمق 42 متر می باشدکه بلافاصله بعد از آن، پس از یک طاقچه 3 متری، چاه هفدهم با هفت متر عمق قرار گرفته است.

 آرواره های جهنم حمل بار به روش تیرول

در این بیست و شش حلقه چاه، اگرچه در فرود و صعود از هر کدام ,باید یک دوش اجباری آب سرد گرفت، با وجود این باز هم به مراتب راحت ترین نقاط مسیر غاراند. ولی عبور از آبراهه های باریک و تنگنا های پرپیچ و خم و طی کردن فاصله بین این چاه هاست که کاری سخت و پرشکنجه را می طلبد.

در مقطع عرضی، غار پراو , بیشتر به یک فندق شکن بزرگ شبیه است که انسان را در پائین ترین نقطه خود در منگنه قرار می دهد. حرکت اجباری از این نقاط تنگ به صورت چمباتمه، چهار دست و پا سینه خیز و"خرچنگ رو" (حرکت جانبی) انجام می گیرد. سر تا پا خیس شدن و گل آلوده شدن در تمامی نقاط غار اجباری و اجتناب ناپذیر است که این خیسی و سرمای آب ممکن است در بلند مدت باعث هیپوترمی گردد. بویژه در مورد کسانی که از قبل سابقه سرمازدگی دارند.

 انتهای غار – محمد نوری در کنار یادمان های تیم کانون کوه نوردان کرمانشاه

درجه حرارت آب که در سرتاسر کف غار جاری است، 3-2 درجه بالای صفر است و درجه حرارت هوای غار حدود 8-10 درجه بالای صفر می باشد و به این دلیل بخار تنفس ما در هوای سرد و بی حرکت و فضاهای تنگ غار بیشتر اوقات مانع دید خودمان می شد، در چند نقطه غار عبور از مسیر آب به علت تنگی راه غیر ممکن است که باید از بالاتر، کمربر (تراورس) نمود که این مسیرهای بالائی به علت وجود گِل و لغزندگی خطرناکنند، نخستین کمربُر بین چاه یازدهم و دوازدهم است که "تراورس اول" (First Traverse)­ خوانده می­شود. دومین کمربر بین چاه چاردهم و چاه پانزدهم واقع شده که مسیری پر از گل می باشد و در بالای مسیر خود به اطراقگاه دوم در بالای چاه پانزدهم ختم می شود و در نقشه انگلیسی ها تراورس لغزنده (Traverse –Slid) نامیده شده است.

بلافاصله پس از چاه پانزدهم نیز تراورس زیبائی قرار گرفته با قندیل های دیدنی و البته لغزنده با چند فرود از 6 چاهک متوالی که در مجموع به آرواره های جهنم (The Jaws of Hell) مشهور است. (البته خود زیباتر از آن می باشد) و فرود و صعود فنی آن دیواره بیستون نامگذاری شده است. قبل از چاه 25 هم باید تراورس کوچکی را رد کرد. در طول مسیر غار سه اطراقگاه وجود دارد. اولین اطراق در پائین چاه پنجم و در تالار مسجد قرار گرفته و دومین آن در بالای تراورس گلین و سر چاه پانزدهم واقع شده است. البته در وسط راه هم چند جای اطراق می توان یافت مثل چاه های 9 و 10 و بین چاه های 20 و 21.

نکته قابل اشاره تلنبار شدن آشغال های بجا مانده از حضور انسان در این اطراقگاههاست که منظره ای زشت و مزاحم ایجاد کرده است. متاسفانه فضاهای تنگ و محدود غار پراو  ,و هیچ جائی برای دفع آشغال ندارد و کوچکترین شیء بجا مانده در آنجا، کاملاً در معرض دید است و سخت توی ذوق می زند و باید فکری برای آن نمود.

 غدیر یزدانی چاله ی انتهایی غار یادمان آرش 72 و پلاک ک.ک.ک

غار پراو زیبائی هایش را بتدریج نشان می دهد، ولی سراسر مسیر سرشار از دیدنی های شگفت انگیز و اشکال غریبی است که از خورندگی و اثرات آب بر سنگ پدید آمده اند که دیدارشان بازدید کننده را به وجد می آورد و خستگی و سختی کار را به فراموشی می سپارد.

چاه های سوم (اروئیکا[3] The Eroica)  هشتم، دهم (بند پوتین Bootlace) چهاردهم (آوازه خوان)، چاه شانزدهم (مادر چاه) هیجدهم و بیست و چهارم (یک دو سه) زیباترین چاه های غار هستند با مشخصات بدیع و مخصوص به خودشان، مجموعه چکیده و چکنده های عظیم آبشار زرین (چاه اول) کورش (چاه دوم) تالار مسجد (چاه پنجم) آرواره های جهنم (چاه پانزدهم) و دخمه سقاخانه (بین چاه 24 و 25) جزء زیبائی های ویژه غار پراو می باشند.چاه چهاردهم براستی یکی از پدیده های طبیعی و شگفت انگیز ایران است که ما آن را چاه آوازه خوان نامیدیم، چون در تمام مدت شبانه روز گویی یک گروه کُر مدام همخوانی می نمایند و یکی به تنهائی جواب میدهد. افسوس که ضبط صوت نداشتیم، با وجودی که دیدیم این صدا ناشی از بازتاب و طنین ریزش آبشار کوچکی در فضای بزرگ بالای سر آن است، باز به قدری صدا طبیعی و خیال برانگیز بود که اشعار مختلف و سرودهای محلی را تداعی می کرد و ما را هم به همخوانی وا می داشت.

با فرود از چاه بیست و ششم، آخرین چاه شناسائی شده، به فضائی نسبتاً باز می رسیم که تشکیل شترگلوئی بزرگ را داده است. چون برخلاف تمام نقاط دیگر غار در این جا شن و ماسه زیادی تلنبار شده، بطوری که بر روی این توده ماسه ای دو حوضچه آب جمع گردیده و کوچه ای شنی (خیابان فردوسی) با چند پیچ و خم و یک جویبار این دو چالاب را بهم وصل می کند. آب جاری که از حفره ای وارد چالاب انتهائی غار می گردد از پشت صخره های انتهائی که به سطح آب رسیده اند، از جائی همسطح آب از چالاب خارج می گردد. طول کلی غار تا این نقطه 1454 متر با عمق 5/752 متر فعلاً ثبت شده است. به امید دست یابی به چاه 27 برای ادامه مسیر غار عظیم پراو.

 بازدید دو نفره – شهریور 1372:   

دهانه غار پراو که در میدان جنوبی پراو و در ارتفاع 3150 متری جنوب قله شیخ علیخان (3357 متر) واقع گردیده است، در تمامی ماههای سال به وسیله توده ای برفی مسدود می باشد و فقط از اواخر مردادماه به علت آب شدن برفهای تلنبارشده در دهانه آن باز شده و با ریزش اولین برف پائیزی مجدداً مسدود می گردد. از زمانی که بر آن شدیم که غار پراو را به شیوه سبکبار (بدون اتکاء به حمایت گروههای تدارکاتی، و بدون بازگشت به بیرون) به انجام برسانیم، فرصت زیادی در اختیار نداشتیم و اطلاعات ما نیز محدود به چند جزوه، و کتاب انگلیسی غار پراو بود که با ترجمه ناقص این کتاب هم به نکات قابل توجهی که راهگشای کار ما باشد، دست نیافتیم، با شتاب هر چه تمامتر شروع به برنامه ریزی و تدارک ملزومات نمودیم. بطوریکه در طول یک هفته آخر کلیه وسایل اعم از غذایی پوشاکی – فنی- و تجهیزات خریداری و تهیه و آماده سازی شد. بسته بندی و تقسیم بارها تا صبح روز شروع برنامه بطول انجامید. و مجموعاً در حدود 200 کیلوگرم بار در هجده کیسه و دو کوله پشتی جا داده شد.

  تیم استقبال در چاه 5 – سیروس قلعه ای ، رضا شهلایی ، محمد نوری

صبح روز جمعه 19/6/72 بارها به وسیله وانت بار به طرف کرمانشاه حرکت داده شد. و ما دو نفر به اتفاق آقای اسماعیلی متحیرپسند از اعضای گروه آرش که برای یاری تا دهانه غار همراهان شده بود، از ترمینال غرب تهران با اتوبوس روانه کرمانشاه شدیم و عصر همان روز به کرمانشاه رسیده و در منزل دوستمان آقای منوچهر شاه دوستی مورد پذیرائی قرار گرفتیم، صبح روز شنبه 20/6/72 به سوی آبادی چالاوه (CHALAVEH) واقع در 15 کیلومتری شمال شرقی کرمانشاه، جنب کارخانه سیمان، حرکت کرده و بلافاصله به همراه دوست خود آقای سیروس قلعه ای بدنبال مال برای حمل بارها رفتیم و موفق شدیم از چادرهای عشایر روستایی سه راس الاغ کرایه کنیم. پس از باربندی و وداع با دوستان کرمانشاهی، آقایان منوچهر شاه دوستی و سیروس قلعه ای، و آقای میرزا کسائی از اهالی خونگرم روستای چالاوه و همچنین آقای اسماعیل نوری که زحمت حمل بارها را با وانت از تهران تقبل نموده بودند، سه نفری به همراه آقای گل مراد پروینی صاحب الاغ ها راهی منطقه شدیم. پس از رسیدن به خط الراس، به طرف چشمه دوزری (DUZARI) سرازیر شده و شب سردی را در کنار چشمه به صبح رساندیم، صبح روز یکشنبه 21/6/72 از چشمه دوزری به سوی دهانه غار واقع در میدان پراو که در ارتفاع 3150 متری و زیر قله شیخ علیخان (3357 متر) قرار دارد حرکت نمودیم و ساعت 15 در دهانه غار پس از صرف ناهاری دسته جمعی با آقایان اسماعیل متحیرپسند و گل مراد پروینی که همان روز به پائین سرازیر می شدند خداحافظی نمودیم و بلافاصله دو نفره بارها را به داخل غار برده و تا ابتدای تنگنای گل خیزه (Muddy CRAWL) حمل نمودیم. ساعت 19 همان روز برای گذراندن شب به پناهگاه پراو برگشتیم.

 در حال خروج از دهانه غار پرآو –غدیر یزدانی ، محمد نوری

دوشنبه 22/6/72، ساعت 8 بامداد از دهانه غار کار اصلی را با عزمی مصمم شروع کردیم. پس از پشت سر گذاردن چشمه آب (در 150 متری دهانه غار، سمت چپ) و تخته سنگهای لیز (GREASY SLAB) به سوراخ تنگنای گل خیزه (با ابعاد 40×30 سانتیمتری که اجازه عبور به هر چشمه ای نمی دهد) کنار کوله بارها رسیدیم، پس از عبور از این سوراخ پر گل و حمل بارها از خیابان دماوند (دهلیزی طولانی با سقفی نسبتاً بلند) در انتهای آن از تنگنای دیگری بنام تنگنای مارپیچ (CORK-SCREW با تنگه S) عبور می کنیم، با رسیدن به سر چاه اول (به عمق شش متر) و ایجاد کارگاه با استفاده از چکیده های پای قندیل با شکوه آبشار زرین به وسیله طناب بارها را به پائین پاه فرستادیم. در پای چاه اول با عبور از یک دالان چندمتری به سر چاه دوم (هفت متر) رسیدیم. شایان ذکر است که تیم کانون کوهنوردان کرمانشاه با سلیقه تمام و با نصب پلاک های کوچک سفیدرنگی کلیه چاه ها را با ذکر عمق آن شماره گزاری کرده اند. در اینحا مسیر تنگ تر و پر پیچ و خم می شود و حمل بار با دشواری انجام می گیرد. اندکی بعد به تالار زیبای کورش (GREAT SYRUS THE) با چکیده و چکنده های با شکوهش می رسیم، در انتهای این تالار دیدنی چاه زیبای اروئیکا (چاه سوم: سی و هفت متر) قرار گرفته است، اولین طناب ثابت را کار می گزاریم. فرود کاملاً در فضا و در زیر دوشی از آب سرد انجام می گیرد و در کف چاه چاله ای پر آب وجود دارد. برای احتراز از فرود در آب با آونگ کردن خود را به کنار آن می رسانیم. سقف غار در این نقطه بسیار بلند است تا جائی که نور چراغ نورافکن به جائی نمی رسد. اما مسیر عبور باز هم از دالانی تنگ می گذرد (TRENCHWAY) یا (TRENCHSTREAM) که عبور و حمل بار از آنها به صورت سینه خیز و گاهی لولیدن از پهلو انجام می گیرد. البته در بالاتر از این مسیر، راه به مراتب بازتر و گشادتر می باشد ولی مسیر انحرافی است و در نهایت بن بست می گردد. در ادامه ی راه به سر چاه چهارم می رسیم (شش متر­)­. با انتقال بارها به کف پنجره چهارم و عبور مجدد از پیچ و خم های دالانی تنگ به سر چاه پنجم (پانزده متر) می رسیم، دومین طناب ثابت را بکار می گیریم. پس از فرود و حمل کوله بارها راهی بسیار عالی با محوطه ای باز و زیبا پدیدار می گردد. در اینجا به یکی از تالارهای زیبا و دیدنی غار بنام تالار مسجد (MASJID- HALL) می رسیم که چکیده های عظیم و اعجاب برانگیزش بصورت کلاهک قارچی بزرگ سراسر کف تالار را پوشانیده و عبور از بالا و پائین آن انجام می گیرد و چکنده های با شکوهش بمانند گلدسته های مسجد در دل فضای بلند و تاریک بالا، سر برافراشته اند، و در گوشه ای از تالار بر روی یک چکیده قارچی شکل، توسط کانون کوهنوردان کرمانشاه اطراقگاهی جمع و جور با گونی برپا شده است، با اندکی ترمیم آن را برای استراحت خویش آماده می کنیم، طول غار در این نقطه 500 متر و عمق آن 170 متر می باشد، پس از حدود بیست و دو ساعت بارکشی و کار مداوم به این استراحت و تجدید قوای دوباره و نیاز شدید داریم. پس از صرف غذا و استراحتی یازده ساعته با جاگذاری مقداری غذا و سوخت برای برگشت و تعویض لباس های خیس خیس و پاره پاره راس ساعت 15:24 روز چهارشنبه 24/6/72 از اطراقگاه اول به سوی چاه ششم حرکت می کنیم.

جلوی دهانه غار پرآو پایان کار – نوری ، یزدانی ، اصغر زرین از کرمانشاه

در سر راه پس از عبور از زیر چکیده های تالار مسجد به دالانی می رسیم دیدنی و خوش برش (QUALITY STREET) که ما آنرا کوچه دلگشا نامیدیم. ابتدای راه بسیار راحت و دلپذیر می نمود ولی اندک اندک قسمتهای انتهائی آن تبدیل به شکافی باریک و آزار دهنده می گردد بطوریکه حمل بار به سختی صورت می گیرد. در این نقطه بود که بعضی از کیسه ها پاره شده و لوازم داخل آن خیس شد. با رسیدن به سر چاه ششم (بیست و یک متر) و بستن سومین طناب ثابت بارها را پائین می فرستیم. پس از فرود و شناسائی مسیر اقدام به بستن تیرول برای حمل بار کردیم. و بارها را ابتدا با تیرول حمل و سپس دست به دست به سرچاه هفتم (6 متر) رساندیم، این چاه را دو چاله 3 متری تشکیل داده است که بلافاصله در بالای چاه هشتم قرار گرفته است.

پناهگاه پرآو تیم خیس و خسته زیر آفتاب – سیروس قلعه ای ، یزدانی ، نوری ، اصغر زرین

(چاه ششم: سی و نه متر) با فرود طبیعی از چاه هفتم و با نصب چهارمین طناب ثابت بلند، شروع به انتقال بارها و فرود از چاه هشتم می نمائیم. کارگاه فرود و دهانه ورودی این چاه بسیار تنگ و شکاف مانند است که حمل بار و شروع فرود به سختی انجام می پذیرد. فرود از این چاه بلند نیز کاملاً در فضا انجام می گیرد. کف چاه هشتم مسطح است و آب جمع شده بلافاصله به سر چاه نهم می رسیم. (چاه نهم: پنج متر) و با فرود از آن به کف چاه رسیدیم، در اینجا سکوئی بزرگ و سنگی وجود دارد که کاملاً خیس است ولی می توان در صورت لزوم جائی برای اطراق در آن آماده نمود. حمل بارها با روش فرود چهار دست و پا و سینه خیز رفتن در مسیر حد فاصل چاه نهم به چاه دهم بسیار مشکل و زجر دهنده است. بالاخره به چاه دهم (BOOTLAOE PITCE) می رسیم (چاه دهم: سی متر) نام آن چاه بند پوتین یل پوتین شکل می باشد، در این نقطه طول غار 660 متر و عمق طی شده 310 متر است. پنجمین طناب ثابت را هم از سر این چاه می آویزیم. در کف چاه دهم طاقچه بلندی هست که امکان اطراق برای دو یا سه نفر وجود دارد. بلافاصله در زیر چاه دهم چاه یازدهم قرار گرفته است. (شش متر) که با فرود از آن به ابتدای کمربر (تراورس) اول می رسیم. (ETRST-TRAVERSE) در اینجا عبور از مسیر آب به علت تنگی غیرممکن است. و باید از بالای مسیر به صورت تلاش دو طرفه عبور نمود که ما آن را به خاطر سر تا پا گل آلوده شدن، بدلیل عبور اصطکاکی با تمام بدن، تراورس خره مال نامیدیم[4].  

 پس از شناسائی مسیر، با کوبیدن چند میخ و ایجاد حمایت های میانی اقدام به کشیدن تیرول با طناب از پیچ و خم های تنگ و لغزنده این مسیر نمودیم که انجام این کار مشکل و حمل بارها با کمک آن چهار ساعت بطول انجامید. بالاخره بارها را به سر چاه دوازدهم (به عمق سیزده متر) رساندیم. در این .........  ادامه دارد


-     البته با برداشت و تعبیری که در فرهنگ ما از حالاتی مانند افتادگی و شکسته نفسی در برابر خودستائی و خودپسندی می شود، این شناسانیدن خویش و انتقال تجارب به دیگران مشروط گردیده و شاید در جامعه کوهنوردی ما یکی از دلایل فاصله افتادن بین نسل جوان و پویا و پیش کسوتان پرتجربه همین نکته باشد.

1-     در ایران عمیق­ترین چاه از سلسله چاه های قنوات را ما در چاه می گویند.

[3]- اروئیکا نام یکی از سنفونی های بتهوون می باشد که تیم انگلیسی آنرا به این چاه زیبا اطلاق نموده ا 

[4]- در مراسم عزاداری محرم در بعضی از شهرها مردم سر تا پای لباس خود را به علامت عزا آغشته به گِل می نمابند که به خَرّه مالی معروف است.

ادامه دارد...........

[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱۱/٢٤ ] [ ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ] [ فروود ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم ای نسیم سحری بندگی من برسان گو فراموش مکن وقت دعای سحرم
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
پيوندهای روزانه