کوهستان

دو درویش خراسانی ملازم صحبت یکدیگر سفر کردندی , یکی ضعیف بود که بهر دو شب افطار کردی و دیگر قوی که روزی سه بار خوردی .قضا را بر در شهری به تهمت جاسوسی گرفتار آمدند. هر دو را به خانه‌ای کردند , و درش به گل بر آوردند , بعد از دو هفته معلوم شد که بی گناهند در بگشادند قوی را دیدند مرده و ضعیف جان به سلامت برده.


درین عجب ماندند . حکیمی گفت اگر غیر از این بودی عجب داشتمی , که آن یک بسیار خوار بود طاقت بینوایی نیاورد و هلاک شد. و این دگر خویشتن دار بود بر عادت خود صبر کرد و به سلامت بماند.

چو کم خوردن طبیعت شد کسیرا   چو سختی پیشش آید سهل گیرد

و گر تن  پرورست   اندر   فراخی    چو  تنگی  بیند  از  سختی  بمیرد 

تنور شکم دم بدم تافتن      مصیبت بود روز نایافتن

عکسها:از طبیعت زیبای کوهستان سه گر

گلستان سعدی: باب سوم در فضیلت قناعت

[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/٥/۳ ] [ ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ ] [ فروود ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم ای نسیم سحری بندگی من برسان گو فراموش مکن وقت دعای سحرم
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
پيوندهای روزانه