کوهستان

 خیره آن دیده که آبش نبرد آتش عشق     تیره آن دل که درو نور محبت نبود.

از چهره های یخی و  نگاههای سرد و دلهای سنگین و فسرده که ترا می بینند و انگار ندیده اند و می گذرند به پوچی افکار موهوم . نه شور و حال و وجدی دارند و نه گرما  و روشنی و حرارتی , نه از صوت و نوایی لذت می برند و نه حرف و سخنی آنها را متاثر می کند.زندگی یک نواخت و چشمان بی فروغ ! نه که ,؛ : نمی بینند ! بلکه نگاهشان ترا می راند.

می گذری و می روی به کجا ؟ بر فراز بلندیهای عشق و ره و قله ترا می خواند. میروم تا بی نهایت .........

آقای فریبرز مهدی منش از اراک و آقای نادری از همدان در برگشت از قله یخچال


رمیده از همه و رانده از همه جا ! بر فراز چکاد یخچال صاحب الزمان ع  با چهره های نابناک و گلام گرم و صمیمی همنوردانی مواجه میشوم .که امید و طراوت و تازگی و شور نشاط خویش را با دیگرا ن تقسیم می کنند؛ چه سخاوتمندانه و از یاد می بری تمامی سردی و تاریگی افکار منجمد پوسیده را.

آری هموطنانی از ایران بزرگ  و سر فراز.که از سلام و درودشان سلامت و ایمنی برکت فرو می بارد و تمامی خوبیهایشان را تقسیم می کنند. و از درد هاشان و اندوه هاشان و ناکامیها چیزی نمی گویند و از کسی توقع و گله ای ندارند. به همین سادگی.!

نوجوانی از شهرستان اراک در حال فرود از قله یخچال

(بدر و فرزند)  و سعید جهان آرا , دیدار با دوستان همنورد دیگری از سنندژ بر فراز یخچال

آقای فریبرز مهدی منش از شهرستان اراک. با تبسم شیرین خود,

با شکر و سباس بیکران بر درگه  حضرت حق. در سحرگاهان تمامی شادی و سلامتی و تندرستی  و نعمت هایی را که دارد , برای همگان می خواهد.

[ دوشنبه ۱۳٩۱/٥/٢ ] [ ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ ] [ فروود ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم ای نسیم سحری بندگی من برسان گو فراموش مکن وقت دعای سحرم
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
پيوندهای روزانه