کوهستان

در این خاک زرخیز ایران زمین            نبودند جز مردمی پاک دین

همه دینشان مردی و داد بود              وز آن کشور آزاد و آباد بود

چو مهر و وفا بود خود کیششان         گنه بود آزار کس پیششان

همه بنده ناب یزدان   پاک          همه دل پر از مهر این آب و خاک


منبع خبر: "خبرگزاری مهر"http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1292826

شکنجه دختر 8 ساله تا حد مرگ/ سوختگی و شکستگی دستها

شکنجه دختر 8 ساله تا حد مرگ/ سوختگی و شکستگی دستها

دختر 8 ساله ای به فجیع ترین وضع توسط ناپدری مورد آزار و اذیت جسمی قرار گرفته و هم اکنون در بیمارستان بستری است 

دکتر کامران آقاخانی متخصص پزشکی قانونی بیمارستان حضرت رسول (ص) با اعلام این خبر در گفتگو با خبرنگار مهر اظهارداشت: این دختر 8 ساله شب گذشته توسط اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی به بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری منتقل می شود.

وی با عنوان این مطلب که مسئول فنی بیمارستان مطهری نیز هستد، افزود: متاسفانه به علت شکستگیهای متعدد از ناحیه دست و سر، ناگزیر شدیم این دختر را به بیمارستان حضرت رسول (ص) اعزام کنیم.

آقاخانی در تشریح وضعیت این دختر 8 ساله گفت: موارد کودک آزاری زیادی را شاهد هستیم اما وضعیت این دختر قابل مقایسه با سایر کودک آزاریها نیست. شدت آزار و شکنجه او به قدری دردناک است که قابل شرح نیست.

این متخصص پزشکی قانونی با اشاره به شکستگی دو ساعد و سر این کودک، افزود: آثار شلاق و سوزاندن سیگار در نقاط مختلف بدن این دختر 8 ساله به وضوح دیده می شود به طوری که جای سالمی در بدن او مشاهده نمی شود.

وی افزود: این دختر به ما گفته است که با مادر معتاد و ناپدری اش زندگی می کند و 4 روز است به او غذا نداده اند.

آقاخانی با تاکید بر انعکاس چنین فجایع دردناک و آزار دهنده ای گفت: از رسانه ها می خواهم که در مقابل این قبیل کودک آزاریها از خود واکنش نشان دهند و مسئولان مربوطه نیز با افراد خاطی به شدت برخورد کنند.

وی با اشاره به شکستگی سر و دو ساعد این دختر 8 ساله، از انجام تصویربرداری و معاینات دقیق برای درمان شکستگیها و سوختگیها خبر داد و افزود: وضعیت به قدری فجیع است که باور آن برای هیچ کس وجود ندارد و نمی توان گفت که فردی که او را آزار داده است، خلق و خوی انسانی دارد.

این دختر ساکن یکی از محلات جنوب تهران است که توسط اورژانس اجتماعی بهزیستی به بیمارستان منتقل شده است.

 در این خاک زرخیز ایران زمین                    نبودند جز مردمی پاک دین

همه دینشان مردی و داد بود                       وز آن کشور آزاد و آباد بود

چو مهر و وفا بود خود کیششان                 گنه بود آزار کس پیششان

همه بنده ناب یزدان پاک                    همه دل پر از مهر این آب و خاک

پدر در پدر آریایی نژاد                                  ز پشت فریدون نیکو نهاد


بزرگی به مردی و فرهنگ بود                 گدایی در این بوم و بر ننگ بود

کجا رفت آن دانش و هوش ما                 که شد مهر میهن فراموش ما

که انداخت آتش در این بوستان           کز آن سوخت جان و دل دوستان

چه کردیم کین گونه گشتیم خار؟            
خرد را فکندیم این سان زکار

نبود این چنین کشور و دین ما                       کجا رفت آیین دیرین ما؟

به یزدان که این کشور آباد بود                       همه جای مردان آزاد بود

در این کشور آزادگی ارز داشت              کشاورز خود خانه و مرز داشت

گرانمایه بود آنکه بودی دبیر                    گرامی بد آنکس که بودی دلیر

نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت   نه بیگانه جایی در این خانه داشت

از آنروز دشمن بما چیره گشت              که ما را روان و خرد تیره گشت

از آنروز این خانه ویرانه شد                      که نان آورش مرد بیگانه شد

چو ناکس به ده کدخدایی کند                        کشاورز باید گدایی کند


به یزدان که گر ما خرد داشتیم              کجا این سر انجام بد داشتیم

بسوزد در آتش گرت جان و تن                 به از زندگی کردن و زیستن

اگر مایه زندگی بندگی است          دو صد بار مردن به از زندگی است
 
بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم                  برون سر از این بار ننگ آوریم

 

[ چهارشنبه ۱۳٩۱/۳/٢٤ ] [ ۱:٢٥ ‎ب.ظ ] [ فروود ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم ای نسیم سحری بندگی من برسان گو فراموش مکن وقت دعای سحرم
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
پيوندهای روزانه