کوهستان

حکیمی را پرسیدند ؛ چندین درخت نامور که خدای عزّ وجلّ آفریده است و برومند , هیچ یک را آزاد نخوانده اند مگر سرو را که ثمره ندارد. گوئی درین چه حکمت است ؟ گفت : هر یکی را دخلی معیّن است و وقتی معلوم. که گاهی به وجود آن تازه اند و گاهی به عدم آن پژمرده. و سرو را ازین نیست , و همه وقتی خوشست و این است صفت آزادگان.

بر آنچه می گذرد دل منه که دجله بسی   پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد

گرت زدست بر آید چونخل  باش کریم         ورت ز دست نیاید چو سرو باش آزاد

                                                     گلستان سعدی , باب هشتم:در آداب صحبت

[ پنجشنبه ۱۳٩۳/۱/٢۸ ] [ ٢:٤۸ ‎ب.ظ ] [ فروود ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم ای نسیم سحری بندگی من برسان گو فراموش مکن وقت دعای سحرم
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
پيوندهای روزانه