کوهستان

اگر می توانیم و موفق هستیم,چه عواملی در این فرایند دخیل و موثرند.شرایط موجود به چه پارامتر و معیارهایی مرتبط و مربوط است.کمال بی انصافی است, که تمام جنبه های صعود و موفقیت را از آن خود  بدانیم.و از کسان و افرادی که بطور موثر , محسوس و نامحسوس  و پیدا و ناپیدا , راهگشای مسیر و اهدافمان بوده اند,غافل بمانیم.از انسانهای که با ایثار و خود گذشتگی در ادوار گذشته و حال در پی فراهم نمودن امکانات آسایش و رفاه ما چه مشگلاتی را متحمل شده و چه سختیها که نکشیده اند.

به مغازه کوچک و با صفای او می رویم,با روی گشاده و چهره متبسم چون همیشه پذیرای ماست.ماجرای ان سال از خاطرم نمیرود برای صعود زمستانی به اشتران کوه آماده میشدیم,مقدمات برنامه را با حوصله و به آرامی مهیا می کردیم. چند روزقبل آن به قزل ارسلان صعودی داشتیم.


در مراجعت تنها کفشی که بپا داشتم و مناسب رفتن به اشتران کوه بود بشدت اسیب دید.و کفش مناسب دیگری هم نداشتم. کفش نویی را که تازه خریده بودم هنوز  به پا نکرده! و امتحان نشده بود. زیره کفش آسیب دیده گویا فاسد شده بود , و غیر قابل تعمیر بنظر می رسید.

با اینحال به استاد کفاش آقای حسین گلیان مراجعه کردم.برنامه صعود و سایر مسائل را به ایشان گفتم.به ارزیابی اشکال پوتین کوهنوردی که مارک مندل داشت پرداخت.گرچه من اصلا امید و توقعی نداشتم.اما آقای گلیان در حالیکه کلیه قسمتهای هر دو لنگه کفش را با دقت وارسی می کرد.با اطمینان گفت گر چه هرگز این کفش قابل مرمت نیست!

 اما میشود طوری آن را اماده و تعمیر کند که برای سه الی چهار روز قابل کوهنوردی و استفاده باشد.و من با تردید پرسیدم ممکنه بر روی یکی از قلل اشترانکوه کف آن کفش جدا بشه و منو گرفتار کنه؟که با نگاهی پر معنی و کلامی مطمئن گفت نگران نباش طوری نمیشه,هرچند فکر می کنی زمستانه و این ریسگ و خطر غیر قابل اجتناب.اما خیالت راحت باشه من تضمین می کنم.شما برو.

پس از تعمیر هم چون همیشه طبق معمول با لطف و بزرگواری خود وجهی بابت دستمزد نگرفت. و بنده را شرمنده کرد.

در بدو ورود به مغازه و کار گاهش, با مهربانی و  ادب و احترام.

با احوالپرسی گرم و چای داغ از بنده پذیرایی میکند.چند عکس از او در حال کار  و رفت و امد مشتریان میگیرم.آقای جوادی و عرفان هم اتفاقی از راه میرسند.با خوش بش کردن با آنها کفش معمولی که عرفان بهمراه داشت را بدون مزد تعمیر میکند.

از او سوال هایی  می پرسم

از شروع کار و استادش و سن و سال و کار کوهنوردی و این قبیل سئوالها می پرسم ؟با تواضع و فروتنی میگوید گرچه از طفولیت به کوه رفتن علاقه داشته و تا کنون تقریبا همه روزهای جمعه برنامه اش قطع نشده,اما خود را کوهنورد نمی داند. بلکه یک کوهپیمای ساده معرفی میکند.متولد سال 1322 است.از سال 1353 تا سال 1383  در استخدام اداره پست و تلگراف بخدمت مشغول بوده. و کار کفش دوزی را از سال 1328 اغاز کرده. و چنین می گوید .که دوخت کفش کوه را بصورت تجربی و ابتکاری بدون استادکار , از ابتدایی ترین مرحله تولید, طرح و برش و دوخت و نصب زیره را کاملا تا انتهای پایانی تولید شخصا انجام می دهد.و سفارشات گوناگونی را در همدان و سایر شهرها به تناوب می پذیرد و انجام می دهد.

و این شغل را بعنوان کار جنبی و کمک هزینه خانواده و فرزندانش, قبل و  بعد از باز نشستگی بطور تمام وقت انجام می دهد.

[ چهارشنبه ۱۳٩۱/۱/٩ ] [ ٥:٤٩ ‎ب.ظ ] [ فروود ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم ای نسیم سحری بندگی من برسان گو فراموش مکن وقت دعای سحرم
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
پيوندهای روزانه