کوهستان

 نقد سره از ناسره را شرایطی است؟و حفظ عز و آبرو, شرف و اعتبار انسانی,بس سنگین!تیغ جراحی دو سر دارد. شفا و بهبودی,و یا خطا و نابودی!گشودن زبان و راتدن قلم برسپیدی کاغذ,موجب تنویر و آگاهی و رشد و تعالیست. و یا عیبجویی و طعن و کنایه و سعایت و اشکال تراشی.....؟

در نوع ادبیات مفاهیم کلمات باید وسواس و دقت لازم را بکار بست.تا ضمن برشمردن رهنمون ها و راهکارها. هشدارها و دیگر روشها و سایر نکته نظرات سودمند.از هرگونه پرخاش بی احترامی و تضعیف شخصیت و اعتبار و شرف و عزت نفس افراد حقیقی و حقوقی و جامعه انسانی کوهنوردی اجتناب و پرهیز شود.

شعر باید گفت و شعر تازه گفت
شعر خوش آهنگ و خوش اندازه گفت
تازگی ربطی ندارد با زمان
تازه آن باشد که ماند جاودان
کهنه ی دیروز گر زیبا بود
تازه هم امروز و هم فردا بود
تازه ی امروز گر بی معنی است
کهنه است و آنی است و فانی است

تازه آن باشد که از دل سر زند
با دو بال ویژه ی خود پر زند
حرف تو : مفت است گر از دیگریست
مفت خوردن از جنون یا از خریست
ماه اگر داس است، حافظ گفته است
گر تو گویی، داس تو خواهد شکست
چیز دیگر را به مه مانند کن
یا به داست , چیز دیگر بند کن
یار گر چون سرو , سویت عازم است؟
زیر پایت نردبانی لازم است !

تیغ ابرویش بود , گر پر خراش !
ریش تو لازم ندارد ! خود تراش؟
خال رخسارش اگر چون دانه است
نیست آن رخسار، بلکه لانه است !
گر شده قلبت ز هجرانش کباب
یا شده اشکت ز مژگانش شراب
می کنی قصاب خود را ورشکست
می فروشت : خمره را خواهد شکست
مهر او گر درد و رنج و ناخوشی است
مهرورزی نیست , این آدم کشی است
ای بسا دیوان سنگین و کلفت
که پُر است از فکر پوچ و حرف مفت
راه خود جوی و مکن تقلید کس
از پریدن کبک، کی گردد مگس

گر ترا جز خرمگس در سبک نیست
خرمگس مان، غم مخور گر کبک نیست

خرمگس گر بهر خود فکری کند
گاه باشد وز  وزِ بکری کند                شهر از : گلچین گیلانی


خلق را تقلیدشان بر باد داد    ای دو صد لعنت بر این تقلید باد

جهان بشری, در هیات سوری و ظاهری چون ارکستری با نوا و به هنجار و دارای جاذبه و هارمونی متحد از شیوه ای تبعیت می کند. و قوائد بازی اجتماعی را در سیمای مطلوبی ارائه می نماید , که نسل امروز , ناگزیر از اختلاط و بنوعی همگام شدن را در این موج جهانی , تقلید و همراهی می نماید. به ویژه شرایط محبوس و مسدود فکری غالب شده بر جامعه در قالبهای نامتجانس و تحمیلی.باعث شده قالب شگنیهای ناهنجار و ناهماهنگ با اصول عقلی و غیر منطقی, باب و مرسوم شود. که نه تنها موجب ساختار شگنی فرهنگی بلکه به انحطاط فرهنگی منجر خواهد شد.

این عارضه و رویه نامناسب و ناشایست نه تنها در تمامی جنبه های اعتقادی فرهنگی,اجتماعی, روسوخ یافته و ساری و جاری گردیده.بلکه متاسفانه ضمن تخریب هویت ملی, و ابنای فرهنگی و اعتقادی.بنوعی با ایجاد غفلت و سر در گمی و تحمیل روشهای غیر کارآمد. بی اختیار, بی هویتی و بی فرهنگی را به جامعه تحمیل کرده.

و جامعه بی تعادل و متزلزل چون کشتی بی ناخدای گژ میشه و مژ میشه........! و در راههایی کام می نهد و تقلید کورکورانه را پیروی می کند.بدون نتیجه, کامیابی و موفقیت .بلکه تقلید صرفا کورکورانه.

و این مشگل نه تنها در ادبیات ,اقتصاد, روابط اجتماعی,مبانی فرهنگی سیاسی و مذهبی, آموزشی و در نهایت ورزشی خصوصا کوهنوردی.بشگلی مزمن و حاد پدیدار گشته,فی المثل دو دهه است که هیمالیانوردی باب و مد شده و دیواره نوردی و امثالهم کم رونق, و کم اقبال گشته و بدو ن رقابت مانده و حاصل معنی رخدادهای گوناگون و قصه های  ناموزونی که مسموع است. اکنون: ضمن رکود هر نوع رقابت سالم و نو آوری , و تازه خواهی و تازه گویی.و ارائه طریق صواب جهت تحکیم بنیانهای علمی و فنی و ارتقا و توسعه ی آن.در سلسله کارهای تقلیدی و نمایشی. و به هوس انداختن سایرین حتی بزرگان مسئوول را نیز  به این ورطه گرداب صعودهای تکراری و تقلیدی و فخر فروشیهای پنهانی و هزاران اشکال و نابسامانی سوق داده. و همچنین بروز حوادث متعدد کوهستان.که هیچگاه بررسی و کالبد شکافی نشده و متاسفانه تعداد آمارهای مرگ و میر برنامه های کوهنوردی در داخل کشور رو به تزاید است.و انهم از سوی افرادیکه بنوعی از متولیان و کارشناسان و حتی مدرسان و مربیان هستند.که خود به شخصه و یا به واسطه و مسئولیت و مدیریت و علم و آگاهی از برنامه ها و یا حتی حضور شخصی خود در برنامه های مخاطره آمیز منجر به حوادث بوده اند که غیر قابل احصا و بیان است.از حوادث اسکی سال88 تهران تا بروز حوادث تبریز و پیست اسکی تاریک دره و کرکسین  همدان و کرکس کاشان.که خود مسئولین مربوط, اساتید مدرسان مربیان در آن حوادث حضور و از شرایط جوی نیز نا حدودی اگاه بودند.اما تمهدات لازم و پیشبینی های منطقی , و تعمیم شرایط جوی و رخدادها و تجزیه تحلیل علمی و فنی اتخاذ نشده و رهنمون و آگاهی های لازم ارائه نگردیده.و از همه دردناگتر و تلختر جریان کشته شدن استاد دانشگاه که دارای بیست سال سابقه کوهنوردی است و به احتمال دوستان و آشنایان همنوردی نیز داشته است.اما متاسفانه برای سه روز متوالی در کوهستان سرگردان و بی پناه, برای نجاتش به طرزی جانگاه فرصت سوزی میشود. و خود جامعه کوهنوردی تهران و تمامی مسئولین حتما خود را غیر مسئول و تماشاچی دانسته و ما کوهنوردان  هم به منشور اخلاقی و وظیفه انسانی, و کوهنوردی خود پای بند نیستیم.

و در این گیر و دار نه هیچ ندا و فریادی به ثمر نخواهد رسید.بلاخص صدای منافع طلبان و مغرضان .و اینک حاشیه و متن مشوب و بی نزاکت و نامتعارف موجب کاهش حرمت اجتماعی کوهنوردی و کاسته شدن وجاهت اخلاقی کوهنوردان گردیده.و در این غوغا هر دو جانب مسئوول و موجب این وقایع و رخدادهای نامانوس و سخیف هستند.

[ یکشنبه ۱۳٩۱/۱/٢٠ ] [ ٤:۱٩ ‎ب.ظ ] [ فروود ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم ای نسیم سحری بندگی من برسان گو فراموش مکن وقت دعای سحرم
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
پيوندهای روزانه