کوهستان

مهربان مادر تویی همدرد و هم پیمای من

در تعب باشی مدام امروز و هم فردای من.

می گریزد غم ز من آنگه  که  بینم  روی تو

 روی تو خورشید رخشان و مه شبهای من.

 می فشا ند  اشگ خود بر دامن از درد تنم

می گدازد جان خود از درد جان قرسای من.

 مادر! آن شب یاد دارم تا سحر بودی چه حال!

ز آن که از دردم بدی همدرد و هم آوای من.

دارد  این فرزند  تو از فضل تو  صدها  هنر

من نجویم نام.طوفان وه که شد؟همتای من .

مهربان مادر چو شاخ گل مرا               در سرای آب و گل پرورده است.

می فشانم خون دل در پای او            کو  مرا با خون دل پرورده است. 

[ سه‌شنبه ۱۳٩٠/۳/۳ ] [ ٦:۳٠ ‎ب.ظ ] [ فروود ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم ای نسیم سحری بندگی من برسان گو فراموش مکن وقت دعای سحرم
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
پيوندهای روزانه