کوهستان
1

چرا به دفتر عشق ای خدای لوح و قلم         به غیر حیرت و حسرت نمی زنی رقمی

به عشق کوش که تا در دل تو ره نکند        نه  ماجرای  وجودی  نه  وحشت  عدمی

شکار شد دل رعدی, بیک نگاه و حذر       به  شیر گیری ؛  چشمان  آهوی   حرمی

[ دوشنبه ۱۳٩۳/٢/٢٩ ] [ ٢:۱٩ ‎ب.ظ ] [ فروود ]

نام

باغی که در این شعر ار آن سخن می رود, جهان است که آغاز و انجامی  بر آن نشناخته اند و آدمی در آن, تنها زمانی کوتاه چشم می گشاید نفسی می کشد و...... چشم فرو می بندد.

ما , همه ( پروانه )ها و فریدون هائیم که خواسته یا نخواسته پای در این باغ! می گذاریم و در پایان, پیش از چشم فرو بستن تنها با این آرزو, که لااقل, تنها نامی, یادی خاطره ای از ما دراین جهان بماند اما , آیا این نام, این تنها یادگار هم در جهان خواهد ماند؟

این شعر سر گذشت ماست, بخوانیم.

پروانه و فریدون

گُل بود و سبزه بود و سرودِ پرنـده بود       در آفتاب, گرمیِ شـــادی دهنده بود
بر آب و خاک,بادِ بــهشتی وزنده بود       در باغ بود کــاجی پر شاخ و سهمگین
دستی به یادگاری صـد سال پیش از این   بر آن درخت, نامِ دو دلــداه کَنده بود


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱۳٩۳/٢/٢۸ ] [ ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ] [ فروود ]

ای دست آرزو

ارابه خیال مرا ساز کن که باز

امشب هوای سیر و سفر می کند دلم

می خواهم از درون لجن زارهای شب

تا چشمه های روشن رویا سفر کنم.

تصویری از توتیای الوند: تقدیم به کوهیار عزیز و ارجمند آقای فواد رضاپور.


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱۳٩۳/٢/٢٢ ] [ ٢:٥۱ ‎ب.ظ ] [ فروود ]

سنگ کشتی آدینه 19 اردیبهشت 93

بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن     به شادی رخ گل بیخ غم ز دل برکن


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱۳٩۳/٢/٢۱ ] [ ۳:٢۸ ‎ب.ظ ] [ فروود ]

 بهار و باران رحمت الهی  را باور کن.

باز کن پنجره ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
و بهار
روی هر شاخه کنار هر برگ
شمع روشن کرده است
همه چلچله ها
برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده ست
باز کن پنجره ها را ای دوست
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت
برگ ها پژمردند
تشنگی با جگر خاک چه کرد
هیچ یادت هست
توی
تاریکی شب های بلند
سیلی سرما با تاک چه کرد
با سرو سینه گلهای سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد
هیچ یادت هست
حالیا معجزه ی باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
 با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
خاک جان یافته است
 تو چرا سنگ شدی
تو چرا اینهمه دلتنگ شدی
باز کن پنجره ها را
و بهاران را
باور کن.

روز گذشته,دره کیوارستان _ سنگ کشتی.

طبیعت با تمام برکت و صفایی که دارد.نیاز به بارشهای منظم فصلی در طول سال را دارد . متاسفانه نظم بارشهای سالهای اخیر به منوال گذشته نیست؛ و این شرایط و اوضاع , مبین آغاز دوره ای جدید در پدیده های آب و هوایی است؛ که قطعا لزوم مطالعه و بررسی کارشناسانه ایکه, مستلزم آگاهی شناخت و تحقیق همه جانبه ای را داراست می طلبد.

اما چرا؟ بطور روزمره از کنار اینهمه دشواریها چون دیگر مسائل؛ بدون واکنش و توجه  و تعمق می گذریم.

بهار امسال تا کنون بدون بارش و یا کم بارش بوده. وجود ما سراسر نیاز و کمی و کاستی است. از او می خواهم از او که قادر و توانا و مهربان است.در این لحظاتی که بارش رحمت او جاریست و قطرات پر طراوت ریز باران گونه های داغ تب دارم را به مهر می نوازد.عمری در انتظارم .در انتظار بخشش و رحمت او که فرا گیر و رحمانی است.

ببار و ببار تا چمنزارها  دشتها و باغها , مراتع و مزارع و کوهها همه سبز و سیراب و سر زنده باشد.

[ شنبه ۱۳٩۳/٢/٢٠ ] [ ۳:۳٠ ‎ب.ظ ] [ فروود ]

قزل قبله کوهنوردان.......

[ پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/۱۸ ] [ ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ] [ فروود ]

بامدادن که تفاوت نکند لیل و نهار             خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

صوفی از صومعه گو خیمه بزن در گلزار   وقت آن نیست که در خانه نشینی بیکار

بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق    نه کم از بلبل مستی تو، بنال ای هشیار

آفرینش همه تنبیه خداوند دلست                    دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود         هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار

کوه و دریا و درختان همه در تسبیح‌اند      نه همه مستمعی فهم کنند این اسرار


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/٢/۱٦ ] [ ٩:٢٧ ‎ق.ظ ] [ فروود ]

 برنامه صعود به قزل ارسلان پنجم اریبهشت 93

ساقیا سایه ی ابر است و بهار و لب جوی   من نگویم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی

بوی یک رنگی از این نقش نمی‌آید خیز         دلق آلودهٔ صوفی به می ناب بشوی

سفله ‌طبع است جهان بر کرمش تکیه مکن  ای جهان‌دیده ثباتِ قدم از سفله مجوی

دو نصیحت کنمت بشنو و صد گنج ببر            از در عیش درآ و به ره عیب مپوی

شکر آن را که دگر بار رسیدی به بهار            بیخ نیکی بنشان و ره تحقیق بجوی

روی جانان طلبی آینه را قابل ساز       ور نه هرگز گل و نسرین ندمد ز آهن و روی

گوش بگشای که بلبل به فغان می‌گوید       خواجه تقصیر مفرما گل توفیق ببوی

گفتی از حافظ ما بوی ریا می‌آید          آفرین بر نفست باد که خوش بردی بوی .


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/۱۱ ] [ ٥:٥۱ ‎ب.ظ ] [ فروود ]

گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد

 

بسوختیم در این آرزوی خام و نشد

غزلی لطیف و نغز از دوست عزیز و گرانقدر،جناب آقای سید مهدی موسوی متخلص به " فاخر" شاعر شیرین سخن شهرم را به همه ی دوستان نازک اندیشم تقدیم می دارد.

قاصدک دورها

بوی تو می دهد نفس کودکانه ها   دارم سری پر از هوس کودکانه ها

در کوچه باغ قاصدک دورها هنوز  احساس می دود ز پس کودکانه ها

تا دشتهای تار ملخ تیر می کشد         دستان شور ملتمس کودکانه ها

پائیز چید برگ دلی را که ساده بود    از ساقه های دسترس کودکانه ها

انجیرهای کال سرانگشت شاخه ها    دارد هنوز طعم گس کودکانه ها

تا اوج های زرد قناری پریده است     آوازهای در قفس کودکانه ها

گنجشک های وقت پریدند ناکهان      از دستهای بلهوس کودکانه ها

با ما نیاز خلوت تو جاودانه است    در سایه سار ناز رس کودکانه ها

از مجموعه غزلی تحت عنوان دلم برای پرندگان تنگ است اثر شاعر نازک خیال, سید مهدی موسوی , فاخر

 پی نوشت : آدینه پیشین ضمن انجام برنامه شبمانی و صعود به قزل ارسلان  شکوهمند تاریخی دستگاه تلفن همراهم را با مشخه N96  از محل تقریبی انتهای جاده عشایری در منقطه اسکان عشایر روستای وهنان محل پارکینک خودرو به سمت جانپناه زنده یاد خلیل عبد نیکویی , گم کردم و متاسفانه شماره ها و اطلاعات ارزشمندی که هیچگونه پشتیبانی از آنها ندارم را از دست داده ام و قادر به تماس با اغلب دوستان و سروران خود نیستم.

[ پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/۱۱ ] [ ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ ] [ فروود ]

صعود به کلاغ لانه از امام زاده کوه در 15 فرودین 1393.

قلۀ زیبا و تیغه ای  کلاغ لانه به ارتفاع 3410 متر  در فصول مختلف از هر جبهه جلوه و چشم اندازهای متفاوت و دلپذیری دارد. و غالبا مسیر صعود آن از طریق تخت نادر صورت می پذیرد. و در نتیجه تراکم و ازدحام چشمگیری در آن مسیر پر تردد محسوس است. و متاسفانه کوه الوند با جاذبه های فراوان و دست اندازیهای ناروا و بی شماری که در آن رخ داده خارج از ظرفیت محدود اکولوژی آن کوهستان مورد بهره برداری و ورود کوهروان و افراد متفرقه ایکه کمترین آشنایی به اصول پایه و اولیه فنی و زیست محیطی را دارند قرار گرفته است.


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/٢/٩ ] [ ٤:٢٥ ‎ب.ظ ] [ فروود ]
 برنامه صعود به آلمابلاغ آدینه 29 فرودین سال 1393

مهر ورزان زمانهای کهن                        هرگز از خویش نگفتند سخن

که در آنجا که تویی                                 بر نیاید دگر آواز از من

ما هم این رسم کهن را بسپاریم به یاد        

هر چه میل دل دوست                                بپذیریم به جان

هر چیز جز میل دل او                    بسپاریم به باد             

آه ...

باز این دل سرگشته من             یاد آن قصه شیرین افتاد !

بیستون بود و تمنای دو دوست        آزمون بود و تماشای دو عشق

در زمانی که چو کبک                خنده می زد شیرین

تیشه می زد فرهاد              نه توان گفت به جانبازی فرهاد افسوس

نه توان کرد ز بیدردی شیرین فریاد     کار شیرین به جهان، شور برانگیختن است

عشق در جان کسی ریختن است          کار فرهاد، برآوردن میل دل دوست

خواه با شاه در افتادن و گستاخ شدن     خواه با کوه در آویختن است

رمز شیرینی این قصه کجاست؟           که نه تنها شیرین

بی نهایت زیباست         آن که آموخت به ما درس محبت می خواست

جان چراغان کنی از عشق کسی       به امیدش ببری رنج بسی

تب و تابی بودت هر نفسی           به وصالی برسی یا نرسی

سینه بی عشق مباد ....                  فریدون مشیری

غنچه لاله پا کوتاه آلمابلاغ, در نزد اهالی منطقه, معروف به لاله حسینی. 


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱۳٩۳/٢/۱ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ] [ فروود ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم ای نسیم سحری بندگی من برسان گو فراموش مکن وقت دعای سحرم
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
پيوندهای روزانه