کوهستان

طبیعت آینۀ تمام نمای ذات ربوبی است؛و تجلٌی گاه صفات انوار الهی.

این جهان کوه است و فعل ما ندا      از صدای ما کند او هم صدا

باز تاب رفتارها ,کنشها منش ها, کردارها گفتارها, و پندارهای فردی و اجتماعی ما انسانها در طبیعت پدیدار و آشکار می گردد. این حیات زمینی که جایگاه مادی و مزرعه و پرورشگاه معنوی و انتقالی ماست,در نتیجه کردارهایمان دنیای ما ,فضایی عطر آکین و فرحبخش شده و یا به مغاکی تیره و تار و متعفن و مسموم تبدیل می گردد.

طی یک قرن اخیر رشد آهنگ پر شتاب اعتلای علمی و بسط و توسعه تکنولژی موجب دخل و تصرف نامتعارف و برداشتهای بی رویه از منابع طبیعی را در پی داشته؛ و حرص و ولع سیری ناپذیر بشر موجب تخریب همه جانبۀ پایه های حیات را در بر داشته و اکنون در جهان یک قطبی کنونی سرمایه داری این روند نابهنجار سرعت فزاینده ای را داشته, و به نظر می رسد بشر امروز تا همۀ زیر ساختهای طبیعی را تخریب و منهدم نکند و در باتلاق این منجلاب مستغرق نشود از پای نخواهد نشست.


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱۳٩٢/٥/٢٧ ] [ ۳:۱٧ ‎ب.ظ ] [ فروود ]

ای ناز جهان

غم بگذرد از من چو به من بر گذری  تو    آن لحظه  شوم شاد  که  در من نگری تو

از  نازکی   پای   تو   ای  یار , دلٍِ  ِ من     رنجه شود ار سوسن و نسرین سپری تو

وین دیدۀ روشن چو من از بهرِ تو خواهم     خواهم  که  بدین  دیدۀ روشن  گذری  تو

ای  ناز جهان ,  پیرهنی  دوختی  از  ناز     بیم  است  که  این پردۀ  رازم  بدری  تو

از غایت  خوبی  که  دگر  چون تو نبینم      گویم    که   همانا   ز جهانٍِ   دگری   تو

بخریده امت من به  دل و جان و تو دانی      شاید  که دل  و جان من از غم  بخری تو

زه اندازه همی بگذرد این رنج و,تو ازمن     چون بشنوی  آن قصٌه  بدان بر گذری تو

از خود خبرم  نیست  شب و روز  ولیکن    دارم  خبر از  تو  که زمن  بی  خبری تو

سرمایۀ این عمر سر  است و جگر  و دل    رنج  دل  و خون  جگر و درد  سری  تو

چون زهردهی پاسخ وچون شهد خورم من  وین  از تو نزیبد  که به دولت  شکری تو

غزلی زیبا :از مسعود سعد سلمان.

[ چهارشنبه ۱۳٩٢/٥/۱٦ ] [ ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ] [ فروود ]

یکی از حکما, پسر را نهی کرد از بسیار خوردن؛که سیری مردم را رنجور کند. گفت:ای پدر,گرسنگی خلق را بکشد.نشنیدۀ؟ که ظریفان گفته اند.به سیری مردن به که گرسنگی بردن.!گفت:اندازه نگهدار. کُلُوا و اُشرِِبوا و لا تُسرفوا.

نه چندان بخور کز دهانت بر آید   نه چندان که از ضعف جانت برآید

با آنکه در وجود طعامست حظّ نفس   رنج آورد طعام که بیش از قدر بود

گر گلشکر خوری بتکلّف زیان کند         ور نان خشک دیر خوری گلشکر بود.

   ----------------------------------------

مکن گر مردمی بسیار خواری            که سگ زین می کشد بسیار خواری

[ یکشنبه ۱۳٩٢/٥/۱۳ ] [ ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ] [ فروود ]
منم بنده ی اهل بیت    نبی   ستاینده​ی خاک پای وصی
حکیم این جهان را چو دریا نهاد   برانگیخته موج ازو تندباد
چو هفتاد کشتی برو ساخته   همه بادبانها برافراخته
یکی پهن کشتی بسان عروس   بیاراسته همچو چشم خروس
محمد بدو اندرون با علی   همان اهل بیت نبی و ولی
خردمند کز دور دریا بدید   کرانه نه پیدا و بن ناپدید
بدانست کو موج خواهد زدن   کس از غرق بیرون نخواهد شدن
به دل گفت اگر با نبی و وصی   شوم غرقه دارم دو یار وفی
همانا که باشد مرا دستگیر   خداوند تاج و لوا و سریر
خداوند جوی می‌ و انگبین   همان چشمه​ی شیر و ماء معین
اگر چشم داری به دیگر سرای   به نزد نبی و علی گیر جای
گرت زین بد آید گناه منست   چنین است و این دین و راه منست
برین زادم و هم برین بگذرم   چنان دان که خاک پی حیدرم
دلت گر به راه خطا مایلست   ترا دشمن اندر جهان خود دلست
نباشد جز از بی​پدر دشمنش   که یزدان به آتش بسوزد تنش
هر آنکس که در جانش بغض علیست   ازو زارتر در جهان زار کیست
نگر تا نداری به بازی جهان   نه برگردی از نیک پی همرهان
همه نیکی ات باید آغاز کرد  

چو با نیکنامان بوی همنورد

[ سه‌شنبه ۱۳٩٢/٥/۸ ] [ ۸:٠۸ ‎ب.ظ ] [ فروود ]

توماس لامل در حال بررسی مسیر پرواز و امداد و نجات.

 توماس لامل (Thomas Laemmle)، راهنما، کوه نورد و فیزیولوژیست آلمانی در وب سایت خود شرحی از عملیاتجستجو و نجات در برودپیک طی چند روزی که برای نجات سه کوه نورد گمشده ایرانی به انجام رسانده را درج کرده که در زیر بخش اصلی این گزارش را ملاحضه می کنید:

بعد از فرود از گاشربروم ۲ از کمپ سه این قله با اسکی راهی بیس کمپ شده و سپس آماده حرکت به سمت آسکوله شدم که باید ابتدا به کانکوردیا می رفتم. روز ۲۰ جولای (شنبه ۲۹ تیر) در مسیر حرکت خود به سمت کانکوردیا نیکنام کریم با من تماس گرفت و گفت که سه ایرانی در کمپ ۴ گیر افتاده اند و قادر به فرود نیستند.

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱۳٩٢/٥/٦ ] [ ٤:۳٠ ‎ب.ظ ] [ فروود ]

آسان   گذران    کار  جهان    گذران   را           زیرا که جهان خواند خردمند جهان را

پیراسته  می دار به هر نیکی  تن خود  را     آراسته  می خواه به  هر پاکی  جان را

میدان طمع  جمله فرازاست ونشیب  است        ای مرکب  تو  حرص,فرو گیرعنان را

بنگر که  به اِغرای   هوا   غِرّه    نگردی            کاغرای  هوا  غِرّه  کند  شیر ژیان  را

جانست و زبانست وزبان دشمن جان است      گر جانت بکار است, نگهدار زبان  را

دی رفت و جز امروز مدان عمر, که بسیار      امید    بفرساید    و  برساید   جان   را

پیش از تو جهان بود چنان کن که پس از تو       گویند  نکو  بود  ره  و  رسم  فلان  را  

    _________________________________________________________

 جهان : به معنای گیتی  دنیا و عالم و کیهان و کره زمین و جهیدن است.

 اِغرا : (مصدر) بر آغالیدن .تحریک کردن, بر انگیختن

شعر از مسعود سعد سلمان

[ سه‌شنبه ۱۳٩٢/٥/۱ ] [ ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ ] [ فروود ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم ای نسیم سحری بندگی من برسان گو فراموش مکن وقت دعای سحرم
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
پيوندهای روزانه