کوهستان

کوچ بنفشه‌های مهاجر،
زیباست.
در نیمروز روشن اسفند،
وقتی بنفشه‌ها را از سایه‌های سرد،
در اطلس شمیم بهاران،
با خاک و ریشه میهن سیارشان ـ
در جعبه‌های کوچک چوبی،
در گوشه ی خیابان، می‌آورند:
جوی هزار زمزمه در من،
می‌جوشد:
ای‌ کاش . . .
ای کاش آدمی وطنش را
مثل بنفشه‌ها
(در جعبه‌های خاک)
یک‌روز می‌توانست،
همراه خویشتن ببرد هر کجا که خواست.
در روشنای باران، در آفتاب پاک.

شعر از مجموعۀ زبان برگ

استاد شفیعی کدکنی.

عکسها از آلبوم زنده یاد ,استاد فریدون اسماعیل زاده.

[ چهارشنبه ۱۳٩٢/۱۱/۳٠ ] [ ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ ] [ فروود ]

[ سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱۱/٢٩ ] [ ٩:۳٧ ‎ق.ظ ] [ فروود ]

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را        که سر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱۳٩٢/۱۱/٢۳ ] [ ٥:٢٥ ‎ب.ظ ] [ فروود ]

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است.

کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید نتواند

که ره تاریک و لغزان است

وگر دست محبت سوی کس یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است

نفس کز گرمگاه سینه می آید برون ابری شود تاریک

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

نفس کاین است پس دیگر چه داری چشم

زچشم دوستان دور یا نزدیک

مسیحای جوان مرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین

هوا بس ناحوانمردانه سرد است...آی...

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای!


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱۳٩٢/۱۱/۱٦ ] [ ۳:٢٤ ‎ب.ظ ] [ فروود ]

اوضاع جوی فعال زمستان امسال و برودت هوا و بارشهای اخیر شرایط دشواری را برای گونه های جانوری حیات وحش  فراهم آورده.تا به حدیکه از پی تامین نیازهای طبیعی ,آنها را ناگزیر نموده, به حوالی شهر ها و روستاها و دیگر جاهائیکه امکان دستیابی منابع تغذیه ای وجود داشته باشد؛پناه جویند. و گرگها نیز از این قاعده مستثنی نبوده,به اجبار در میدان میشان بدنبال خورده بازمانده های مواد غذایی  به پرسه و جستجو آمده بودند! متاسفانه افرادی که در پناهگاه شماره 2میدان میشان حضور داشتند.ضمن هیاهو و دنبال نمودن آنها موجب ترس و فرارشان شدند. و فرصت مناسب شایسته ای که به سادگی می شد انها را از نزدیگ دید. و  عکاسی و فیلمبرداری نمود و همه گونه شرایط مهیا و فراهم شده بود. دستخوش نسنجیده کاری آنها شد

و ندانستم  که آیا گرگ درون ما درنده خوتر از سرشت حیوانی آنهاست؟! 

[ سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱۱/۱٥ ] [ ٤:٠٠ ‎ب.ظ ] [ فروود ]

جوانمردی را در جنگ تاتار جراحتی هول رسید. کسی گفت فلان بازرگان نوشدارو دارد ؛ اگر بخواهی,باشد که دریغ ندارد. گویند: آن بازرگان به بخل معروف بود.

جوانمرد گفت: اگر خواهم , دارو دهد یا ندهد, و گر دهد ! منفعت کند یا نکند ؛ باری خواستن ازو , زهر کشنده است . و حکیمان گفته‌اند: آب حیات اگر فروشند! فی‌المثل به آب روی ؛ دانا نخرد . که مردن به علت ، به از زندگانی به مذلت.

اگر حنظل خوری از دست خوشخوی      به از شیرینی از دست ترش روی

[ سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱۱/۸ ] [ ٥:۱٠ ‎ب.ظ ] [ فروود ]

گر عاقلی , مباش مقید, بهیچ جا            نشنیده ای که ملک خدا, بندۀ خدا

جا دربهشت اگربودت جاودان مباش        آدم نه ای,اگر کنی!این شیوه را رها

عیسی که کام خویش ندید؛از جهان نهاد     بر تارک جهان قدم و رفت بر سما

آب روان ممد حیاتست و چون ستاد        یک جا ز حد زیاده,دهد طعم جان گزا

آن کو به کنج خانه نشیمن کند, بود        مانند   عنکبوت  بجولاهگی   سزا

بی گرد ره مباش در این تیره خاکدان    با آنکه جنبشی بتنت هست چون صبا


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱۳٩٢/۱۱/٧ ] [ ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ] [ فروود ]

بیستون کندن فرهاد نه کاریست شگفت    شور شیرین بسر هر که فتد کوهکن است.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱۳٩٢/۱۱/۳ ] [ ٤:۱۳ ‎ب.ظ ] [ فروود ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم ای نسیم سحری بندگی من برسان گو فراموش مکن وقت دعای سحرم
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
پيوندهای روزانه