کوهستان

گزارش پیمایش غار پراو توسط محمد نوری و زنده یاد غدیر یزدانی

همدان و کوهستان الوند مترداف  نام بلند آوازۀ اساتید و کوهنوردان بزرگ ایران زمین است. که در منش  فردی و اجتماعی و فعالیتهای کوهنوردی کشور, پیشرو و ممتاز و بی نظیرند. بزرگ مردانی  چون استاد محمود اجل ,روانشاد حسن ابریشمی , شادروان فریدون اسماعیل زاده ,نخستین هیمالیا نورد سرافراز کشور عزیزمان؛ : تیمسار محمد جعفر اسدی و دیگر بزرگانی؛ همچون عزت الله برق لشگری؛جلال چشمه قصابانی و حمید رضا اولنج, حسن نجاتیان و زنده یاد محمد حسین طالبی مقدم دیواره نورد توانمند و صاحب سبگ و سایرعزیزان.............که متاسفانه در این مقال فرصت معرفی همۀ آنها نیست.

 محمد نوری 20/9/91

از جمله بزرگانی که علاوه برداشتن سجایای اخلاقی و خصوصیات انسانی به حق پس از سالیان دراز هنوز کار های ماندگار آنها در اذهان عمومی است  و به اعتباری غیر قابل تکرار است. و به جرات می توان استاد محمد نوری را نام ببریم. که با فعالیت سترگ و جاودانه خود در برنامه های زمستانی علم کوه, و پیمایش غار پراو برگ زرینی از تاریخ کوهنوردی این سر زمین را رقم زد. محمد نوری با آن چهره متبسم و بشاش و با نشاط؛ و خونگرم و مردمی که دیر زمانی است از سال 1347 همدان را ترک گفته و در تهران ادامه تحصیل داده و اقامت دارد و بخش عظیمی از فعالیتهای کوهنوردی خود را در تهران و باشگاه آرش دنبال نموده؛ ایشان با متانب و فروتنی و تواضع بی مانندی خود را شاگرد همه بزرگان و افرادی می داند که با آنها برنامه های کوهنوردی را انجام داده. بالاخص زنده یاد فریدون اسماعیل زاده و کیومرث بابا زاده, . محمد نوری در کمال شگسته نفسی و با افتاده حالی بی مثل و مانندی هیچگاه از خویش سخن نمی گوید.بلکه از خوبیها و برتریهای همنوردانش چون مرحوم فقید , غدیر یزدانی یاد می کند و سخن می گوید. از مناعت طبع فریدون اسماعیل زاده که در کسوت معلمی و علیرغم محدودیتهای شدید مالی و تنگناهای مادی همواره با عزت نفسش در برابر تمامی مشگلات پا بر جا و سر بلند  ایستاد ,و فریفته ظواهر و مادیات نگردید .  و یاد آوری و تحسین از جلال و ابریشمی و اسدی و نجاتیان و کارهای ارزنده آنها ...............

 بازگویی و توجه به بنیان و کیان کوه نوردی باعث تحکیم مودت و حفظ منزلت و یگانگی بیشتر جامعه ای کوهنوردی است. با اجاز ه از جناب آقای نوری گزارش بیمایش  غار براو را در دو قسمت تقدیم شما عزیزان می نماید.

ادامه مطلب
نویسنده : فروود : ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱۱/٢٤
Comments نظرات () لینک دائم

گزارش تصویری صعود به کرکسین.

پی نوشت :تصویر صعود در مسیر گرده کرکسین  که  توسط دوست عزیز و همنورد ارجمند آقای سهیل جمالی از پناهگاه کرکسین بر داشته شده است.نفرات تیم ما در روزجمعه 20 بهمن ماه در حال صعود و عبور از مسیر دیده میشوند.

ادامه مطلب
نویسنده : فروود : ٤:٥٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳٩۱/۱۱/٢۱
Comments نظرات () لینک دائم

از فضل پروردگار نا امید هم نتوان بود.

فراز و نشیب زندگی, تلاطم و ناملایمات روزگار؛جزء لایتفک امور دنیوی است.و از آن گریز و گزیری نیست.و با تعقل و خردورزی, می توان بر همۀ مشگلات فائق آمد.لیکن نارسائیهای عارضی و بروز زمینه های نامتوازن, شرایط  مساعد را به گونه ای برای برخی گروههای اجتماعی مهیا می سازد ,که فعالیت آنان موجب ضرر و زیان و گرفتاری آحاد جامعه می گردد.و این مسئله از دردناکترین پدبده های روزمره فعلی است.که  باعث بحران روحی رفتاری در دیگران میشود و اکنون این درد مشترک همۀ ما محسوب میشود. که انگار چون  یاران اصحاب کهف پس از دیر زمانی از خوابی بس طولانی و سنگین برخاسته ایم.و پذیرش و توجیه این آشفته بازار برایمان دشوار و باور کردنی نیست. و از بیم آینده مشوش و تیره مضطرب و نگرانیم . و چون بندیان خویش را به باور عامیانه در زیر حکم می پنداریم.

و هر که را نیز به فکر خود , و مشگلات خویش می بینیم ! نه فریادرس و مددکاری که دست افتادگان گیرد ! و بر پریشانی و درماندگی آنان رحمت آورد. و آنان را از بند بلای هرزه پویان, و سنگ اندازی طفلان کوی و برزن برهاند.

 گنجینۀ فاخر ادبیات کلاسیک  پارسی و فرهنگ غنی ایران زمین در متون کهن در تمامی زمینه ها مطالبی رسا و حکمت آموز دارد.و در اینجا با اقبال به فرازی از سفر نامه حکیم, ناصر خسرو قبادیانی مروزی؛ کمی پیرامون خویش و روزگار خود بیندیشیم. 

چون به آنجا رسیدیم , از برهنگی و عاجزی,به دیوانگان ماننده بودیم.و سه ماه بود موی سر باز نکرده بودیم١.

نشانی از شگفتیهای روزگار , و خواستم که به گرمابه روم ,باشد که گرم شوم, که هوا سرد بود و جامه نبود. و من و برادرم هر یک به لنگی کهنه پوشیده بودیم,و پلاس پاره ای در پشت بسته_ از سرما. گفتم: اکنون ما را در حمام که گذارد؟خرجینکی بود_ که کتاب در آن می نهادم_ بفروختم,و از بهای آن درمکی چند سیاه در کاغذی کردم که به گرمابه بان دهم, تا باشد که ما را دمکی زیادت تردر گرمابه بگذارد,که شوخ٢ از خود باز کنیم.چون آن درمکها پیش او نهادم, در ما نگریست,پنداشت که ما دیوانه ایم. گفت: بروید که هم اکنون مردم از گرمابه بیرون می آیند, و نگذاشت که ما به گرمابه به در رویم. ........

ادامه مطلب
نویسنده : فروود : ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩۱/۱۱/۱۸
Comments نظرات () لینک دائم

سنگ صبور , قطعه ای زیبا از استاد عیوضی.

 قطعه ای ادبی  بس شیوا و رسا در بیان احساسات لطیف انسانی از کوه و کوهستان ,سنگ و صخره و طناب و ابزار,کوهنوردی و روابط عناصر انسانی با طبیعت و اجتماع ؛ و برداشتی رها و انتزاعی از چگونه بودن ما انسانها؛ و چگونه باید باشیم.  از استاد توانمند محمد باقر عیوضی؛  سرشار از ذوق و شور ادبی و احساسات پاک انسانی؛ که از دوستی و یگانگی و با هم بودن و همدلی اتحاد و بجا بودن سخن دارد.

سنگ صبور

من هم مثل شما غصٌه می خورم

از وضع و شیوه ای که رایج است

از سنگی که نادانی به چاه انداخت

از لایه اوزون, از این, از آن

از هالۀ دودی که بر آسمان آبی شهرمان سایه انداخته

از کیسه های پلاستیکی سیاه و سفید که در هوا پرواز می کنند

از قوطی های خالی کنسرو که محیط زیست و بهداشت کوهستان را به خطر انداخته اند

از پرتاب جان پناه

از قتل تک درخت 

ازکشیدن میخ های ثابت

از رۥل نابجا

ادامه مطلب
نویسنده : فروود : ٤:٤٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳٩۱/۱۱/٩
Comments نظرات () لینک دائم

قزل ارسلان, زیبا و استوار.

گر مرا دنیا نباشد خاکدانی گو مباش 

نسر طایر همتم، زاغ آشیانی گو مباش

خر نیم در آخور قسمت، گیاهی گو مباد

سگ نیم بر خوانچهٔ رزق ؛ استخوانی گو مباش

من سگ اصحاب کهفم, بر در مردان مقیم

گرد هر در می‌نگردم نیم نانی گو مباش

من چه ام در باغ رضوان، خشگ برگی، گو مروی

من کیم در سلک سلطان، پاسبانی، گو مباش

گر همه کامم برآید, نیم نانی خورده گیر

ور جهان بر من سرآید نیم جانی گو مباش

چون طمع بر سر نهادم پایمردی گو مخیز

چون زبان اندر کشیدم ترجمانی گو مباش

وه که آتش در جهان زد عشق شورانگیز من

چون من اندر آتش افتادم جهانی گو مباش

در بن دیوار درویشی چو خوابت می‌برد

سر بنه بر بام دولت نردبانی گو مباش

در معنی منتظم , در ریسمان صورتست

نی چو سوزن تنگ چشمم ؛ ریسمانی گو مباش

سعدیا درگاه عزت را چه می‌باید سجود

گرد خاک آلوده‌ای بر آستانی گو مباش.

ادامه مطلب
نویسنده : فروود : ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳٩۱/۱۱/۸
Comments نظرات () لینک دائم

صعود به الوند با دوستان و همنوردان خوب مهابادی.

رفیق مهربان و یار همدم      همه کس دوست می دارند و من هم .

مراد ازحرکت و سیر و گذار از فراز و نشیب کوهها چیست؟ ماجرا جویی؟ یا هموار نمودن مشگلات روزمره زندگی ! ؟.... کیتی است کی پذیرد همواری! و یا اینکه دوری از پریشانی و پلشتی و تفرقه , و گریز ار کثرت بسوی وحدت.

 دامنه کوه را اگر به مثابه قاعده ای مفروض مخروطی تصور کنیم , و صعود و بالا روی را بر حول محور آن , بر راس قاعده , که همانا بالاترین مرکزآنست , ناگزیر ما را از حیطه کثرت , به کانون وحدت هدایت می نماید. و اگر در این پیمایش با همرهان و دوستانی معاشر و هم قدم  باشیم. بر رهیابی به ژرفای معرفت  رهنمون , خواهیم شد.

ادامه مطلب
نویسنده : فروود : ٤:٥٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩۱/۱۱/٤
Comments نظرات () لینک دائم

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم ای نسیم سحری بندگی من برسان گو فراموش مکن وقت دعای سحرم
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
پيوندهای روزانه